Journal of Public Administration ددوی
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 7، شمارة 3 پاييز 1394
ص. 546- 525

شناسايي عوامل تأثيرگذار بر تصميم گيري اخلاقي مديران دانشگاه پيام نور
مژگان سياهكل رودي 1، طاهره فيضي2، رضا رسولي3، جواد حضوري4
چكيده: بسيـاري از انديشمندان معتقدند علـم مديريت اساساً مبتني بر تصميـم گيـري اسـت و دست كم بخشي از آن به تصميم گيري اخلاقي مربوط مي شود. گام مهم بـراي منـابع انسـاني و به خصوص مديران، درك عواملي است كه به تصميم گيري ها و رفتارهاي اخلاقـي /غيـر اخلاقـي منجر مي شود. هدف اين پژوهش كه بخشي از رسالة دكتري محقـق نيـز محسـوب مـي شـود ، تعيين عوامل مؤثر بر تصميم گيري اخلاقـي مـديران دانشـگاه پيـام نـور اسـت. روش پـژوهشپيمايشي است و براي اخذ نظرهاي خبرگان از فن دلفي استفاده مي شود. پژوهشگران با مطالعـة مباني نظري و مرور پژوهش ها ي پيشـين ، 18 متغيـر از 39 متغيـر تأثيرگـذار شناسـايي شـده را انتخاب كردند و به كمك جمعي از نخبگان طي نظرسنجي، متغيرهـاي منتخـب نهـايي شـدند . نتايج نشـان داد متغيرهـاي »باورهـاي مـذهبي «، »ارزش هـاي فـردي «، »رهبـري اخلاقـي «، »قضاوت اخلاقي«، »محيط اخلاقي«، »نظام اخلاقي« و »فرهنگ سازماني«، بيشترين تـأثير و متغيرهاي »سن«، »سـابقة خـدمت «، »سـابقة مـديريت « و »جنسـيت « كمتـرين تـأثير را بـر تصميمگيري اخلاقي مديران ميگذارند.

واژه هاي كليدي: تصميمگيري اخلاقي، دانشگاه پيام نور، روش دلفي.

دكتري مديريت دولتي، دانشگاه پيام نور، مازندران، رامسر
دانشيار گروه مديريت دولتي، دانشگاه پيام نور، تهران، تهران
دانشيار گروه مديريت دولتي، دانشگاه پيام نور، تهران، تهران
دانشيار گروه مديريت دولتي، دانشگاه پيام نور، تهران، تهران

تاريخ دريافت مقاله: 05/07/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 27/05/1394نويسندة مسئول مقاله: مژگان سياهكلرودي E-mail: siahkalroudi_m@yahoo.com
مقدمه
اگرچه اخلاق از قرن ها پيش همواره مد نظر انديشمندان و پژوهشگران بوده است، تصميم گيـرياخلاقي موضوعي است كه در اواخر هزارة دوم و اوايل هزارة سوم توجه بـي شـماري را بـه خـودجذب كرده است.
در عصر حاضر كه آن را »عصر داناييمحور« ناميده اند، بايد سازمان ها براي عقـبنمانـدن ازقافلة تمدن و رسيدن به توسعة پايـدار، رويكردهـايي جديـدي را در پـيش گيرنـد. بـه كـارگيري تصميمات مقتضي و استفادة كارآمد از منابع انساني، امري ضروري در اين راستا تلقي شده اسـتو اخلاقمداري با توجه به تأثير مثبت آن بر نظامهاي تصميمگيري سازماني، اهميـت برجسـته وتعيين كننده اي در اين رابطه دارد. به بياني ديگر، شناخت الگوهـا و مكاتـب اخلاقـي، بـه همـراه فراهم كردن زمينههاي مناسب براي ايجـاد بسـتر تصـميم گيـري مبتنـي بـر ارزشهـا و اخـلاق حرفهاي، اقدامي كارساز در حوزة فرايندهاي مديريتي محسوب ميشود. بر ايـن اسـاس، رعايـت اصول اخلاقي در محيط كار خود را به صورت فزايندهاي در جهان در سـطح سـازمانهـا (اعـم از دولتي و خصوصي)، مراكز آموزشي و بنگاههاي انتفاعي و غيرانتفاعي ديگر متجلي ساخته است.
دانشگاه پيام نور كه بزرگ ترين شبكة آموزش عـالي دولتـي در كشـور بـه شـمار مـيرود بـاويژگيهايي نظير گستردگي و پراكندگي مراكز، دانشجويان زياد، تنوع فرهنگهاي بومي مراكز و عدم تجانس ميان كاركنان و مخاطبان، به تصـميمات قابـل اعتمـادي نيـاز دارد . از ايـنرو درك عوامل تأثيرگذار بر تصميم گيري اخلاقي گامي مهم براي رسيدن به اين منظور به شمار مي رود.
پيشينة نظري پژوهش اخلاق1 چيست؟
دهخدا در لغتنامه، اخلاق را جمع »خلق وخوي« و علم اخلاق را »دانش بـد و نيـك خـوي هـا « تعريف كرده است و آن را يكي از سه بخش فلسفه يا حكمت عمليه ميداند كه عبـارت اسـت ازتدبير انسان از نفس خود يا تن خاص.

در فرهنگ دانشگاهي وبستر در تعريف اخلاق از چهار مفهوم زير استفاده شده است:
قاعده اي براي تشخيص خوب و بد و وظايف و تعهدات اخلاقي؛
مجموعهاي از مباني يا ارزشهاي اخلاقي؛

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Ethics
نظريه يا سيستمي از ارزش هاي اخلاقي؛
اصول رفتاري حاكم بر شخص يا گروه (سپاسي، 1390: 23 ـ 21).

اخلاق عبارت است از ارزش ها و اصولي كه راهنماي تشخيص رفتار درست يا نادرست اسـت
(منزل، 1389: 7).

به صورت ساده، اخلاق يا اخلاقيات بـه آن دسـته از معيارهـا و اسـتانداردهاي رفتـاري گفتـهمي شود كه به ما ميگويند هنگامي كه در موقعيت هاي گونـاگوني قـرار مـي گيـريم ـ بـه شـكل دوست، ولي، فرزند، شهروند، كاسب، آموزگار، فردي حرفه اي و مانند آن ـ چگونه بايد عمل كنيم (ولاسكوئز و همكاران، 2009).
انواع اخلاق
در دايرهالمعارف بريتانيكا آورده شده است كه اصطلاح اخلاق دربـارة تئـوريهـا و سيسـتمهـايارزش اخلاقي نيز كاربرد دارد. در اين دائرهالمعارف، اخلاق به چهار شاخه يا رشتة زير تقسيم شده است:
اخلاق تحليلي يا فرا اخلاق 1: توصيفي است فلسـفي از ماهيـت، توجيـه، معقوليـت، شـرايط صدق و منزلت نظام ها، معيارها، احكام و اصول اخلاقي، صرف نظر از محتواي خاص آنها؛
اخلاق هنجاري يا دستوري 2: ضوابط و معيارهايي براي چگونه زندگي كـردن، خـوب و بـد،درست و نادرست و نظـاير آن را تعريـف مـي كنـد و چگـونگي انتخـاب بـين آنهـا و راه درسـتعمل كردن را براساس قواعد معين بيان ميكند؛
اخلاق كاربردي 3: ادامة اخلاق هنجاري است، برخي متفكران آن را بخشي از نظام تعهـدات هنجاري ميدانند، اما برخي ديگر، بهكارگيري نظريههاي اخلاق هنجاري در مسائل كنوني جهان را موضوع اخلاق كاربردي تعريف مي كنند و اخلاقياتي مانند اخلاق حرفـهاي تخصـص، اخـلاقتجاري، حقوق بشر، حفظ محيط زيست، اخلاق رسانههـا، اخـلاق سياسـي و حقـوق حيوانـات را رشته هايي از اخلاق كاربردي برشمردهاند.
اخلاق حرفهاي : شليله (1383)، معتقد است كه تعريف جامع و مانعي از حرفه و حرفهاي گري كه همگان آن را بپذيرند، وجود ندارد؛ اما در معناي متعـارف و لغتنامـهاي بـه مشـاغلي حرفـهاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Metaethics
Normative Ethics
Applied Ethics
گفته مي شود كه نوع مشخصي از خدمات تخصصي را به جامعه عرضه ميكنند كه ايفاي آن نوع خدمات، مستلزم گذراندن دوره هاي تخصصي (معمولاً دانشگاهي)، كسب مهارت و داشتن تجربة كافي است (سپاسي، 1390: 25 ـ 23).
تصميم گيري اخلاقي1
تصميم گيري اخلاقي نشانگر عمل فرد بر پاية ديدگاه منحصر بـه فـرد او سـت (رادكليـف، 2011).
شايد توجه زياد به اين مقوله بهدليل اعمال و رفتار غير اخلاقي است كه در مكان هاي كاري زيـادشده است يا اينكه پيشرفت فناوري هاي اطلاعات و ارتباطـات، تغييـرات پيوسـته و نفـسگيـر وجهانيسازي سبب كاهش مرزهاي محيط كاري شده و در نتيجه، اين توجه را برجسـته تـر كـردهاست.
مطالعه در زمينة پيشينة تصميمگيري اخلاقي، نشـان از چنـد وجهـي بـودن آن دارد. مفـاهيمبهكار گرفته شده در زمينة مباني قضاوت هاي اخلاقـي افـراد برگرفتـه از دو جنبـه اسـت: جوانـبفلسفي و روان شناسي اخلاقي. با نگاهي به سابقة قضيه، در مييـابيم كـه توجـه فلسـفة اخلاقـي به طور عمده بر سؤالهايي در زمينة تعيين درست و نادرست بودن معطوف بوده است. در حالي كـهتصور ميشود جنبة روان شناسي آن از نظر مختلف به درك تصـميمگيـري كمـك كـرده اسـت؛دركي بر پاية واكنش رفتاري منطقي نسبت به محركهاي مختلف و از طريـق كشـف الگوهـا وفرايندهاي فكري افراد در مواجهه با موضوعات اخلاقي. مفاهيمي از هر دو جنبة يـاد شـده بـرايپي بردن به تصميمگيري افراد در وضعيت هاي اخلاقي مرتبط به زمينههاي مختلف كاري استفاده شده است كه اين مفاهيم حوزه هاي عملكردي در سازمان ها را در اين ارتباط مـنعكس مـي كنـد . رابرتسون (1993) به اين نكته اشاره ميكند كه به تصميمگيري اخلاقي در زمينة امور بازاريابي و مديريت بسيار توجه مي شود، در حالي كه اين توجه در زمينة حسابداري كمتر است. طي سالهـاياخير ، برخي مدلهاي توصيفي تصميم گيري اخلاقي به صـورت مسـتندات فـراهم آمـده در حـوزة اخلاق كسب و كار نمايـان شـده انـد . ايـن گونـه مـدلهـا كـه بازتـاب توجـه بـه ايـن موضـوع ازچشماندازهاي مختلف است را ميتوان نتيجة چند دهه پـژوهش هـاي مسـتمر در زمينـة اخـلاقكسب و كار برشمرد؛ پژوهش هايي كه روابط مختلفي (به طور عمده بـا ماهيـت دو متغيـره ) را بـينمؤلفههاي گوناگون و قضاوت يا تصميم گيري اخلاقي، بررسي كردهاند. با وجود تنوع در مدلهـا،اتفاق نظر گسترده اي در اين باره به چشـم مـي خـورد كـه مؤلفـههـاي سـازماني و نيـز فـردي،تصميمگيريهاي فردي را دربارة موضوعات سازماني تحت تأثير قرار ميدهند. بنابراين، ميتـوان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Ethical Decision Making
گفت مدلهاي اشاره شده مبنايي را براي مجموعهاي از پژوهش هاي مهمي كه بايـد در آينـده درحوزة اخلاق كسب و كار علمي صورت گيرد، فراهم مي كنند. نتيجة اين گونه پژوهش هـا مـي توانـدتأثير عميقي بر امر مديريت اخلاق بر جاي بگذارد؛ به خصوص اگر شواهدي را بـر وجـود ارتبـاط بين مؤلفهها يا ارزشهاي خاص سازماني و نتايج برگرفته از قضاوتهاي اخلاقي نيز فراهم كنند (هال، 1999: 8-7).
اغلب مدل هاي تصميم گيري اخلاقي مطرح در ايـن زمينـه مبتنـي بـر مـدل رشـد اخلاقـيكولبرگ هستند. از سويي ديگر، بيشتر پژوهش هاي اخلاق حرفهاي مديريتي بر پاية مـدل رسـت(1986) بنا نهاده شدهاند. فورد و ريچاردسـون (1994) معتقدنـد مطالعـة اخـلاق بـه مـدل هـايبيشتري براي رفتار اخلاقي نياز ندارد، بلكه بيشتر نيازمند آزمون مـدل هـاي موجـود (مـدلهـايتصميمگيري اخلاقي است كه در آن به فرايند اين عمل و عوامل تأثيرگذار بر اين فراينـد اشـارهشده است)، مانند مدل جونز (1991) است. اين مدل ادغام مدلهـاي قبلـي (ماننـد دابينسـكي ولوكن، 1989؛ فرل و گريشام، 1985؛ هانت و ويتل، 1986؛ رست، 1986؛ تره وينو، 1986) اسـتو مفاهيمي را ارائه ميكند كه قبلاً به آن اشاره نشده است (سپاسـي، 1390: 60). ويتمـر (2005) در پي ادغام جنبههاي مختلف كارهاي پيشين، نظير رسـت (1986-1984)، جـونز (1991)، تـرهوينو (1986)، گروه كلاركسون (بومر و همكاران، 1987)، فرل، گريشام و فردريك (1989)، مدل عمومي پيشنهادي خود را كه مدلي رفتاري به شمار ميرود، ارائه داده است. در مركـز ايـن مـدل، فرايندهاي در نظر گرفته شده در مدل چهاربخشـي رسـت قـرار داده شـده اسـت؛ بـه طـوريكـهتصميمات اخلاقي به منزلة نتيجـه يـا بخشـي از حساسـيت ، درك موضـوع اخلاقـي و اسـتدلال استفاده شده براي نتيجه گيري دربارة اينكه در اين وضعيت چه بايد كرد، در نظر گرفته شده است.
به دنبال مدلهايي با گرايش مديريتي بيشتر (جونز، 1991؛ تره وينـو، 1986؛ بـومر و همكـاران،1987؛ و فرل و همكاران، 1989)، اين مدل امكان توجه به تأثير عوامل مختلف فردي و محيطي كه ميتواند بر فرايندهاي تصميم گيري در زمينة امور و سازماني اثرگذار باشد را فراهم مي كند.
نظرية استفاده شده نشان از فرايندي دارد كه با آگاهي، درك يا حساسـيت نسـبت بـه مسـئلة اخلاقي شروع ميشود. تصميم گيرنده با قضاوت در بارة اينكه چه اقدامي در قبال گزينه يا طيفـياز گزينه ها »توجيهي اخلاقي« دارد، كار خود را آغاز مي كند و با رفتاري واقعـي ، آن را بـه پايـانميرساند. در حاليكه فرايندهاي شناختي نقش اصلي را در آن ايفا مي كند، اين مدل از هر دو نوع متغير فردي غيرشناختي و متغيرهاي مرتبط با امور محيط داخلي و خارجي سازمان بهره مـيبـرد(ويتمر، 2005: 54). شكل 1 به مدل تصميم گيري اخلاقي ويتمر (2005) اشاره مي كند.

فردي

آثار

محيطي

آثار

گزينه

هاي
اخلاقي

اخلاقي

قضاوت

حساسيت

اخلاقي

وضعيت

اخلاقي

رفتار

اخلاقي

فردي

آثار

محيطي

آثار

گزينه



قیمت: تومان


پاسخ دهید