ددوی دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 2 تابستان 1394
ص. 258- 245

تحقق رفاه ملي از رهگذر ارتقاي ظرفيت رقابت پذيري ملي
حسن دانايي فرد1، جبار باباشاهي2، عادل آذر3، اسداﷲ كردناييج4
چكيده: گذر از مراحل گوناگون پيشرفت و توسعه همراه با عـدالت و رفـاه اجتمـاعي ، يكـي ازدغدغه هاي هميشگي اقتصاددانان و انديشـمندان مـديريت دولتـي بـوده اسـت. ميـزان توفيـق دولتها در دستيابي به اين هدف، يكي از م ؤلفههاي قدرت آنها تلقي ميشود. در پژوهش پـيشرو بهبود سطح رفـاه ملـي از دريچـة ارتقـاي ظرفيـت رقابـتپـذيري ملـي بررسـي مـي شـود.
روش شناسي پژوهش از نوع توصيفي ـ همبستگي، مبتني بـر مـدل سـازي معـادلات سـاختارياست. ابزار اصلي گردآوري دادهها، اسناد و اطلاعات كتابخانهاي از مراجع بين المللي است. نتايج پژوهش نشان ميدهد فراهم كردن اركان رقابت پذيري ملي، به ارتقـا ي رفـاه ملـي مـي انجامـد؛ ضمن آنكه تقويت ظرفيت رقابـتپـذيري ملـي بـا مؤلفـه هـايي همچـون »الزامـات بنيـادين«، »تقويت كننده هاي كارايي« و »عوامل مؤثر بر نوآوري«، سبب بهبود وضعيت رفاه ملـي از ابعـادكيفي (مانند خوشبختي، برابري جنسيتي و…) و ابعاد كمي (مانند بهداشت، آمـوزش و پـژوهش) مي شود.

واژه هاي كليدي: رفاه ذهني، رفاه ملي، رقابت پذيري، ظرفيت رقابتپذيري ملي.

استاد مديريت دولتي، دانشكدة مديريت و اقتصاد، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
استاديار مديريت منابع انساني، دانشكدة مديريت و حسابداري، پرديس فارابي دانشگاه تهران، قم، ايران
استاد مديريت صنعتي، دانشكدة مديريت و اقتصاد، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
دانشيار مديريت بازرگاني، دانشكدة مديريت و اقتصاد، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 18/12/1392
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 20/07/1393
نويسندة مسئول مقاله: جبار باباشاهي E-mail: j.babashahi@ut.ac.ir
مقدمه
پايين بودن سطح رفاه و نابرابري هاي درآمدي، يكي از دغدغههاي انديشمندان رشته هاي مديريت دولتي و علوم اقتصادي به شمار مي رود. بديهي است كه افزايش رفاه جامعه و كاهش فقر، مستلزم توجه دولت مردان و تلاش مسئولانة آنها در راستاي فراهم آوردن زيرساخت هـا و بسـترهاي لازم است؛ اگرچه افزايش سطح رفاه ملي، دغدغه اي است كه بايد هم از بعد كمي و هم از بعد كيفـيمد نظر قرار گيرد و با حداكثر تلاش، شرايط مناسب براي زندگي همة شهروندان فـراهم آيـد. از سوي ديگر، نتايج مطالعات مؤيد آن است كه نيل به رشد اقتصادي پايـدار و رفـاه بلندمـدت، بـهتوان ملت ها در بهره برداري از توانايي هايشان براي رسيدن به رفاه اقتصادي و قابليت توليد ثروت از فعاليت هاي اقتصادي مولد، بستگي دارد. همچنين دسـتيابي بـه رفـاه و توسـعة اقتصـادي بـه ابزارهاي ساختاري مناسب، از جمله نيروي انساني حرف هاي، بازارهاي مالي انعطاف پـذير، سـاختارحرفه اي بوروكراسي، نظام هاي آموزشي و بهداشـتي مناسـب و مـواردي از ايـن دسـت نيـاز دارد (جنتي فرد، نيك رفتار و صفدري، 1389) كه چنين گفتماني در مفهوم ظرفيت رقابت پـذيري ملـي تبلور مي يابد. به بيان ديگر، اقتصادهايي كه رقابتپذيرترند سطح درآمد و رفاه بيشـتري را بـرايشهروندان خود به ارمغان مي آورند. به دليل تلاش هاي نظري محدود در زمينة مطالعة مفهوم رفاه ملي و عوامل مؤثر بر آن، پژوهش حاضر از زاوية جديدي بـه بررسـي ايـن مسـئله مـي پـردازد و تلاش مي كند ارتقاي رفاه ملي را از دريچه اي متفاوت و ديدگاهي كلان با در نظر گرفتن ظرفيت رقابت پذيري ملي در كانون توجه قـرار دهـد. در ادامـه، پـس از تبيـين مفـاهيم رفـاه و ظرفيـترقابت پذيري ملي، به تشريح نگاه نظري پژوهش و ارائة مدل مفهومي پرداخته مي شود.
پيشينة پژوهش
توجه به مفهوم رفاه و مفاهيم مرتبط با آن مانند كيفيـت زنـدگي و خوشـبختي، نخسـتين بـار درآمريكا و سپس در اروپا مطرح شد. مفهوم رفاه از دو جنبة كمي و عينـي از يـك سـو و ذهنـي وكيفي از سوي ديگر، در كانون توجه قرار گرفت. انديشمندان در آمريكا بيشـتر بـر شـاخص هـاي كيفي مانند هزينه هاي اجتماعي رشد اقتصادي، از دست دادن منابع براي آينده و تزلـزل در رشـد، متمركز شدند، اما اروپاييان به شاخصهاي كمي مانند توليـد ملـي توجـه كردنـد (گلتـزر، 2006:
170). نكتة مهم اينكه تفاوت در زاوية ديد انديشمندان، نشئت گرفته از جهت گيري هاي دوگانه در مفهوم سودمندي1 است؛ سودمندي پيامد2 كه اغلب از طريق سنجههاي مالي سنجيده مي شـود و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Utility
Outcome Utility
از طريق كالاها و خدمات مفيد به دست مي آيد و سودمندي رويه اي1 كه رفاه كسبشده از زندگي تعريف مي شود و در ايجاد حس مثبت نسبت به خود و توجه به نيازهـاي ذاتـي بـراي اسـتقلال،وابستگي و شايستگي، نقش دارد (آوت، 2010: 353).
ريشة اصلي مفهوم رفاه از خوببودن2 نشئت گرفته است؛ بدين معنا كه افراد يا موجوديت ها، هم از لحاظ دروني (تأمين نيازها) و هم در عرصة بيروني (رقابت) عملكـرد خـوبي داشـته باشـند (وين هوون، 2009 : 5). از لحاظ دروني، افراد بايد رفاه را به صورت ذهني درك كنند و در عرصة بيروني، بايد شرايط عيني زندگي مانند ثروت، بهداشت و… كه زمينـه سـاز رفـاه انـد، بهبـود يابنـد (گلتزر، 2006: 172)، انديشمندان رفاه ذهني را رفاه روانشناختي3 و رفـاه عينـي را رفـاه مـادي4 مينامند (دي آسي، 2010: 3).
نگرش هاي نوين به مفهوم رفاه، معيارهاي عيني و ذهني را همزمـان در كـانون توجـه قـرار ميدهند؛ چرا كه رفاه عيني براي افراد فرصت هايي را ايجاد مي كند و پتانسيل هـاي ذاتـ ي منفـيمحيط را به حداقل مي رساند و رفاه ذهني با ايجاد احساس خوب و لذت بخش در افـراد، زمينـه را براي تلاش بيشتر فراهم ميآورد (دي آسي، 2010: 3).
در راستاي سنجش مفهوم رفاه ملي، سه رويكرد عيني، ذهني و تركيبي وجود دارد كه دسـت ة سوم از جامعيت بيشتري برخوردار است. از بين مهمترين رويكردهاي عيني ميتوان بـه شـاخصتوسعة انسـاني (HDI)5، شـاخص رفـاه انسـاني (HWI)6 و شـاخص وزنـي پيشـرفت اجتمـاعي (WISP)7 اشاره كرد. در بين رويكردهاي ذهني نيز مي تـوان رضـايت كلـي از زنـدگي (OLS)8، شاخص رفاه شخصي (PWI)9 و مقياس توازن اثر (ABS)10 را نام برد (گلتزر، 2006: 177).
در راستاي تكميل شاخص هاي عيني و ذهني، يكي از انديشمندان (دي آسي، 2010)، نسبت به معرفي »شاخص رفاه و پيشرفت«11 كه حالت تركيبي دارد، مبادرت ورزيده است. اين شـاخص ضمن توجه به ايدة متعادلي از رفاه، همزمان بر رفاه عينـي و ذهنـي تأكيـد مـيكنـد (دي آسـي،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Procedural Utility
Being Well
Psychological Well-Being
Material Well-Being
Human Development Index
Human Wellbeing Index
Weighted Index of Social Progress
Overall Satisfaction of Life
Personal Wellbeing Index
Affect Balance Scale
Well-Being & Progress Index
2010: 10). شايان ذكر اينكه به دليل جامعيت، در پژوهش حاضر از اين رويكرد بهره گرفته شـدهاست.
شاخص رفاه و پيشرفت پنج بعد دارد كه اين ابعاد، در مجموع ده شـاخص را دربرمـي گيرنـد .
شاخص رفاه و پيشرفت معيارهاي رفاه بهداشتي، رفاه اقتصادي، خوشـبختي، پيشـرفت انسـاني وپيشرفت فرهنگي را تركيب ميكند. رفاه بهداشتي، از طريق اميد به زندگي1 نشان داده مي شـود؛رفاه اقتصادي با استفاده از سرانة توليد ناخالص داخلي، ضريب جيني و بيكاري كـل (درصـدي ازنيروي كار) محاسبه مي شود؛ خوشبختي از طريق رفاه ذهني احساس مي شود و پيشرفت علميـ فرهنگي به كمك شاخص آموزش و تعداد پژوهشگران در تحقيق و توسعه2 (در هر ميليـون نفـر) سنجيده مي شود؛ پيشرفت انساني تركيبي از آزادي، تساوي زنان3 و ميزان قتل هـا ي عمـدي (در هر 100,000 نفر) است.
شاخص آزادي تركيبي از حقوق سياسي4 (فرايند انتخابات، مشاركت و كثرت گرايي سياسي5 و كاركرد حكومت) و آزادي هاي مـدني 6 (آزادي بيـان و اعتقاد هـا 7، حقـوق سـاز مـاني و انجمنـي8، حاكميت قانوني، استقلال شخصي9 و حقوق فردي10) اسـت . شـاخص تسـاوي زنـان تركيبـي از شاخصها ي كرسي هاي زنان در پارلمان11، نسبت برآوردي درآمد كسب شدة مردان بـه زنـان12 و نسبت تركيبي ثبت نام كل زنان براي آموزش ابتدايي، راهنمايي و دانشگاهي13 است (دي آسـي،2010: 13). شاخص پيشرفت و رفاه، ارزش متوسط اين ده شاخص است.
ظرفيت رقابت پذيري ملي
ظرفيت به توانايي افراد، ساز مان ها و جوامع در ايفاي وظايف، حل مسائل، هدف گـذاري و تحقـقاهداف اطلاق مي شود. ظرفيت مبناي اصيل، لازم و بي بديل قدرت اسـت و بـه توانـايي سيسـتماجتماعي در دستيابي به منافع و اهدافش معنا مي شود. شكوفاسازي ظرفيـت يـا ظرفيـت سـاز ي،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Life expectancy at birth
Number of Researcher in research and development
Gender equality
Political Rights
Political Pluralism and Participation
Civil Liberties
Freedom of Expression and Beliefs
Associational and organizational Rights
Personal Autonomy
Individual Rights
Seats in parliaments held by women
1213. Combined gross enrolment ratio for primary, secondary and tertiary education, female . Ratios of estimated female to male earned income (%)
مفهومي ريشه اي، عميق و مقدم بـر مفهـوم شـكوفايي و توسـع ة سـاز مـان هـا و جوامـع اسـت؛ظرفيت ساز ي، به توانايي ايجاد، بهره برداري و نگهداري از ظرفيت ايفـاي وظـايف، حـل مسـائل،هدف گذاري و تحقق اهداف به منظور انجام مؤثر امور و در راستاي بهبود وضعيت افراد اشاره دارد (گراهام و فورتير، 2006). ظرفيت ساز ي مستلزم تعامل ساز گار تمام عناصر هر سيسـتم و آگـاهيآن عناصر از نقششان است.
از سوي ديگر، ظرفيتساز ي از اهميت رقابت پذيري در دنياي امروز ناشي مـي شـود . در حـالحاضر، رقابتپذيري بهدلايلي چون، رشد سريع اقتصاد جهاني، رقابت شـديد بـين سـاز مـانهـا و جهاني شدن، از موضوعات داغ نشستهاي دانشگاهي، جامعة كسب وكار و دولـت هـاي گونـاگون بهشمار مي رود و توان رقابت پذيري نمادي از ثروت و رشـد اقتصـادي محسـوب مـي شـود (چـو،1998: 11).
در نظريه هاي اقتصاد و مديريت، رقابتپذيري بهمعناي رقابت نهادها براي كسب مزيت هـاي رقابتي در بازار تعريف مي شود. در اين تعريف دو نكته نهفته است؛ اول اينكـه نهادهـا مـي تواننـد شركتها، صنايع، كشورها يا ائتلاف ها ي بين المللي باشند و دوم اينكـه مزيـت رقـابتي از عوامـلنهادي و قانوني، ميزان آزادي اقتصادي، ساختار مالكيت، ساز مان اقتصادي، كارايي سازوكارهـايبازار، موقعيت اقتصادي بين المللي، كيفيت خط مشي هاي اقتصاد كلان و ثبـات اقتصـادي نتيجـهشود. اين عوامل تأثير مهمي بر عملكرد و اثربخشي نهادها دارند كه در نتيجه بر توسعة اقتصادي و پويايي هاي آن تأثيرگذارند (برنارت و پوتراسكلي، 2006 : 9).
در سطح ملي، كشورها براي كسب اهدافي تلاش مي كنند كه به كسب مزيت رقـابتي بـراي آنها مي انجامد. بنابراين كشورهايي كه براي ارتقاي كارآفريني، رقابـت، افـزايش حجـم سـرمايه،نوآوري و كارايي ساز وكارهاي بازار اقدام كرده انـد، بـه دليـل افـزايش در بهـره وري و سـودآوريكسب وكارها، رقابتيترند (برنارت و پوتراسكلي، 2006). در اين راسـتا، هـدف از خـط مشـي هـا ي رقابتي كشورها، سطح بالاي استاندارد زندگي ملي، درآمد سرانه و كارايي سرمايه و منابع انسـانياز طريق افزايش رقابتپذيري نهادهاي كسب وكار است (پورتر، 2001). بـه طـور كلـي مـي تـوانرقابت پذيري ملي را معيار توانايي نسبي كشور براي ايجاد و حفظ محيطي تعريف كرد كـه در آن ساز مان ها بتوانند به گونهاي رقابت كنند كه سطح رونق بهبود يابد (نورث، 1994).
ايدة اصلي مفهوم رقابت پذيري ملي بر مدل الماس رقابتي پورتر استوار اسـت . از ديـد پـورتر،مزيت رقابتي پيامد چهار عامل مرتبط به هم و تعيـين كننـدة خـاص كشـور (فـراهم بـودن منـابعانساني، سرمايه اي و فيزيكي، شرايط تقاضا، فراهم بودن بخش هاي حمايتي مـرتبط و شـيوه هـا و سازوكارهاي مديريت سازمان ها) و دو متغير بيروني (شانس و دولـت هـا ) اسـت . مطـابق بـا ايـنديدگاه، كشوري كه به افزايش توان رقابت پذيري تمايـل دارد ، بايـ د در همـ ة بخـش هـا كـاركردمناسبي از خود نمايش دهد (وايك، 2010: 59). دانينگ (2003) در تكميل و اصلاح مدل پـورتر، پوياييها ي رقابت پذيري بين المللي و تأثيرات داخلي و بين المللي بر رقابت پـذيري ملـي و تعامـل بين تأثيرات داخلي و بينالمللي را در كانون توجه قرار داد؛ به گونه اي كـه مـدل وي در تمـايز بـامدل الماس واحد پورتر، بر اساس چارچوب الماس دوگانه شناخته مي شود (وايك، 2010: 60). در انتقاد به مـدل هـاي پـورتر و دانينـگ و جامعيـت بخشـي بـه آنهـا، چـو (1998) مـدل يكپارچـة رقابت پذيري را مطرح كرد. در اين مدل، رقابت پذيري در پنج سطح شركت، صنعت، كشور، بلوك و جهان مطرح مي شود، منبع رقابت پذيري براي همة پديـده هـا يكسـان اسـت و رقابـت پـذيري مستلزم فراهمبودن منابع انساني، منابع فيزيكي، محيط مناسب و سـازوكار هـا ي آن اسـت (چـو،
.(11-21 :1998
براي اندازه گيري ظرفيت رقابت پذيري ملي، چند رويكرد وجود دارد كه عبارت انـد از: سـالنامة رقابتپذيري جهاني (WCY)1، گزارش رقابـتپـذيري جهـاني (GCR)2 و رتبـه بنـدي موقعيـت بينالمللي (ILR)3. گزارش رقابت پذيري جهاني بـه دليـل دامنـة گسـتردة عوامـل تأثيرگـذار بـررقابت پذيري، مانند كاركرد بازارهاي نيروي كار، كيفيت زيرساخت هاي كشور، وضعيت آمـوزش وبهداشت عمومي و اندازة بازار، نسبت به سـاير رويكردهـا از جامعيـت بيشـتري برخـوردار اسـت.
گزارش رقابت پذيري جهاني كه آن را مجمع جهاني اقتصاد منتشر ميكند و به استخراج شـاخص رقابتپذيري جهاني منتج ميشود، سه شاخص فرعي الزامات بنيادين4، تقويت كنندهها ي كارايي5 و عوامل مؤثر بر نوآوري را دربرمي گيرد كه اين سه شاخص مشتمل بر 12 ركن هستند. الزامـاتبنيادين شامل زيرساخت ها، نهادها، ثبـات اقتصـاد كـلان و بهداشـت و آمـوزش ابتـدايي اسـت .
تقويت كننده ها ي كارايي شامل آموزش عالي و حرفه اي، كـارايي بـازار كـار، كـارايي بـازار كـالا،پيشرفته بودن بازار مالي، آمادگي فناورانه و اندازة بازار است و در نهايت، عوامل مؤثر بـر نـوآوريشامل پيشرفتهبودن بنگاهها و نوآوري است (برگر و بريستو، 2009: 383).
در پژوهش حاضر با توجه به جامعيت مؤلفه هاي گزارش رقابت پذيري جهاني، شـاخصهـايمطرح در آن، ملاك محاسبه و اندازه گيري در نظر گرفته شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
World Competitiveness Yearbook
Global Competitiveness Report
International Location Ranking
Basic Requirement
Efficiency Enhancer
ظرفيت رقابت پذيري ملي و ارتقاي رفاه ملي
دولت ها به اشكال گوناگون مستقيم و غيرمستقيم از طريق تدوين و پيـاده سـاز ي خـط مشـي هـا ، اعمال مقررات و كنترل، جمعآوري ماليات و خدماترساني، بر ساير بخـش هـاي كشـور و سـطحرفاه جامعه تأثيرگذار مي گذارند (ماتا، 2007)، تحقق رفاه در سطح هـر جامعـه بـه سـطح كيفـي خدمات دولت ها بستگي دارد؛ ضمن آنكه ارتقاي سطح كيفيت خدمات منوط بـه زيرسـاخت هـا و بسترهاي لازمي چون زيرساختهاي آموزشي، بهداشتي، مالي، نيروي انساني و… است. بـه بيـان ديگر، ارتقاي رفاه به ايجاد و حفظ محيطي كه اشخاص و سـاز مـانهـا در آن بتواننـد بـه خـوبيرقابت كنند، بستگي دارد ( سالنامة رقابتپذيري جهاني، 2005). انديشمندان بـر ايـن باورنـد كـهاقتصاد رقابتي پيشرفته، نيازمند زيرساخت هايي است كه دستيابي آسان به سيستم هـاي كارآمـد ومنسجم حمل ونقل، ارتباطات فني با كيفيت، انرژي مقرون به صرفه، راه حلهاي محيطي پايـدار وكيفيت بالاي زندگي براي افراد را امكانپذير ميكند. در واقع سـرمايه گـذاري در زيرسـاختهـا ، علاوه بر عوايد ياد شده، سبب ايجاد اشتغال و كاهش نرخ بيكاري مي شود (كئوگ، 2010).
افزونبر آنچه گفته شد، يكي از پيش شرط هاي اصلي دستيابي به توسعة موفق كسب وكارهاي كشور، منابع انساني و غير انساني، اطلاعات و اعتبارات است (كليمووا، 2011). مـديريت مناسـبمنابع انساني، مستلزم نظام آموزشي كارآمد است. نظام آموزشي كارآمد و مناسـب سـبب ارتقـاي مهارتها، تقويت رشد، كاهش فقر و فراهمآوردن مباني ايجاد نهادهـا مـي شـود (پـورير و ارتگـا،2005). نظام آموزشي مناسب ظرفيت علم و فناوري كشور را افزايش مي دهـد و تحقـق اهـدافتوسعة كشور، ارتقاي كيفيت خدمات دولت، دستيابي به نوآوري براي حـل مسـائل، دسـتيابي بـهاهداف توسع هاي، كاهش فقر و در نهايت افزايش سطح رفاه ملي كشور را فراهم مي آورد (ونـگو برهماكولام، 2002).
جدا از فراهمبودن منابع گوناگون، نحوة مديريت اين منـابع و مـديريت فراينـدها نيـز عامـلمهمي در ارتقاي ظرفيت رقابت پذيري ملي است. پيشـرفته بـودن فراينـدهاي كسـب وكـار سـببكارايي بيشتر در توليد كالا و خدمات ميشود. همچنين نوآوري فناورانه در بلندمدت استانداردهاي زندگي را ارتقا ميدهد (مجمع جهاني اقتصاد، 2001). بهطور كلي، درجة بالاتر رقابتپـذيري بـه سطح درآمد بيشتر يا توليد ناخالص داخلي و در نتيجه، سطح بالاتر استاندارد زنـدگي مـي انجامـد ( مكفرتيج، 1995). با توجه به توضيحات نظري پيشگفته، فرضيههاي پـژوهش بـه شـرح زيـرمطرح مي شوند:
فرضية اصلي: ارتقاي ظرفيت رقابتپذيري ملي سبب بهبود رفاه ملي مي شود.
فرضية فرعي اول: فراهم آوردن الزامات بنيادين، سبب ارتقاي سطح رفاه ملي ميشود.
فرضية فرعي دوم: فراهم آوردن تقويت كنندههاي كارايي، زمينهساز ارتقاي سـطح رفـاه ملـي ميشود.
فرضي ة فرعي سوم: تهيه و تدارك عوامل مؤثر بر نوآوري و پيشرفتهبودن، زمينه هاي تقويـترفاه ملي را فراهم مي كند.
در شكل 1، روابط بين متغيرهاي پژوهش، ترسيم شده است.

شكل 1. مدل مفهومي پژوهش
روششناسي پژوهش
پژوهش حاضر از لحاظ مباني فلسفي پژوهش در گروه پارادايم اثبات گرا قرار مي گيـرد و از حيـث جهتگيري، از دسته پژوهشهاي كاربردي به شمار مي رود. پژوهش به شيوة كمي اجرا ميشود و از حيث مكاني، جزء مطالعات كتابخانه اي قرار مي گيرد. از لحاظ راهبرد هـا ي پـژوهش، پـژوهشحاضر از راهبرد همبستگي بهره برده است و در اين ميان اطلاعات را بـا مـرور و بـازبيني اسـناد،مدارك و اطلاعات جمع آوري كرده است.
جامعة آماري پژوهش شامل تمام كشورهاي جهان مي شود. با توجه به دشواري دسترسي بـهاطلاعات، از روش نمونهگيري غربالي بر اساس معيار1 استفاده شده است؛ بدين ترتيب كه نخست اعضاي جامعه براي نمونه انتخاب شدند و سپس با توجه بـه دسـته اي از معيارهـا (دسترسـي بـهاطلاعات) به غربال آنها پرداخته شد و حجم نمونه به دست آمد. بنا بر معيار دسترسي به اطلاعات متغيرهاي پژوهش، 135 كشور نمونة آماري را شكل دادند كه اطلاعات آنها در بازة زماني 2009 تا 2011 گردآوري شده است.
در اين پژوهش منظور از دادهها، داده هاي كلاني است كه وضعيت كشورها را در ابعاد ملـي وبين المللي نشان مي دهند. در پژوهش حاضر از مراجع اطلاعاتي بين المللي ماننـد بانـك جهـاني،برنامة توسعة ساز مان ملل متحد، يونسكو، پايگاه دادة جهاني خوشبختي، مركز آمار اروپـا، مجمـعجهاني اقتصاد و همچنين مراجع داخلي مانند اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استفاده شده است.
براي اندازه گيري رفاه نيز از شاخص رفاه و پيشرفت استفاده شد كه ده مؤلفة توليـد ناخـالصداخلي، ضريب جيني، اشتغال، رفاه ذهني، اميد به زنـدگي، آمـوزش، تعـداد پژوهشـگران، آزادي،برابري زنان و ميـزان قتـل هـاي عمـدي ، را دربـر دارد. ظرفيـت رقابـت پـذيري ملـي بـهكمـك شاخص هاي مجمع جهاني اقتصـاد انـدازه گيـري شـد. در شـاخص رفـاه و پيشـرفت، بـه منظـورهمسان ساز ي مؤلفهها، فرايند نرمال ساز ي دادهها صورت پذيرفت. بهمنظور تشـخيص اينكـه آيـااين شاخص ها متغير مد نظر را مي سنجند، آزمون تحليل عـاملي اجـرا شـد و سـه بعـد از متغيـر ظرفيت رقابتپذيري ملي به تأييد رسيد، اما دو مؤلفة اشتغال و ميزان قتلهاي عمدي مختص به متغير رفاه از تحليل خارج شدند و ساير مؤلفه ها به تأييد رسيدند. در گام بعـدي، بـراي تشـخيص پايايي شاخصها، آزمون آلفاي كرونباخ اجرا شد؛ مقدار آلفا براي متغير رفاه 868/0 و براي متغيـر ظرفيت رقابتپذيري ملي 96/0 بهدست آمد كه مقدار مطلوبي را نشان ميدهند.
يافته هاي پژوهش
روابط علي ميان متغيرهاي پژوهش با بهره مندي از مدل ساز ي معادلات سـاختاري آزمـون شـدهاست. اين آزمون به كمك نسخة 54/8 نرم افزار ليزرل اجرا شد. همچنين براي آزمون فرضـ يههـا ، مدل ساختاري طراحي شد. شكل هاي 2 و 3 به ترتيب خروجي نرم افزار ليـزرل را پـس از اجـرايمدل ساختاري در حالت استاندارد و معناداري، نشان مي دهند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Criteria Filtering

شكل
2
.

ليزرل

خروجي
براي

آزمونفرضي
ه

در

ها

استاندارد

حالت

شكل

2

.

ليزرل



قیمت: تومان


پاسخ دهید