د دوی دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 7، شمارة 2 تابستان 1394
ص. 352- 329

ارزيابي مديريت پديدة نظم در سيستم هاي شهري بر اساس طراحي متغيرهاي اندازه گيرندة سطح اثربخشي در سيستم ها و كاربرد
عملياتي آن در نگرش نوين به مديريت بحران
سيد جليل لاجوردي1، علي ملاجان2
چكيده: اطلاع از وضعيت ديناميكي پديدة نظم در سيستم هاي شهري همراه با تجزيه وتحليـل اطلاعات دريافتشده از رفتار تصادفي آن، گامي اساسي در فرايند مديريت بحران هـاي شـهري معرفي شده است. در اين زمينه، مطالعة حاضر متناظر با هر يك از »الزام هاي كاركردي پايـه اي در سيستم مديريت نظم شهري«، متغير تصادفي ويژه اي را طراحي كرده است و پس از آن، بـه توسعة روشي براي اندازه گيـري سـطح اثربخشـي سيسـتم مـديريت ديناميـك پديـدة نظـم در سيستم هاي شهري پرداخته است. پژوهش پيش رو با روش توصيفي ـ تحليلي، در جامعة آماري متشكل از فرماندهي انتظامي و راهنمايي ـ رانندگي شـهر تهـران، سـازمان شـهرداري تهـران ، اورژانس تهران و رسانه هاي جمعي، بر اساس نمونة تصادفي با حجم نهايي 140 واحد آزمايشي، بر مبناي رويكرد نمونه گيري طبقه اي، اجرا شـده اسـت . ايـن مطالعـه ، بـازبيني نحـوة تغييـرات احتمال برآورده سازي هريك از »الزام هاي كاركردي ريشه اي« را پايه اي مناسب براي مـديريت اثربخش پديدة نظم در سيستم هاي شهري معرفي مي كند.

واژه هاي كليدي: الزام هاي كاركردي ريشـه اي، تئـوري سيسـتمهـا ، ديناميـك پديـدة نظـم در سيستم هاي شهري، گسترش تابع كيفيت (QFD)، مديريت بحران.

استاديار مديريت دولتي، دانشكدة مديريت، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
كارشناس ارشد مهندسي سيستم هاي اقتصادي ـ اجتماعي، دانشـكدة مـديريت و اقتصـاد ، دانشـگاه صـنعتي شريف، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 22/03/1393
تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 09/07/1393
نوي سندة مسئول مقاله: علي ملاجانE-mail: Alimollajan@alum.sharif.edu
مقدمه
در جهان امروز، عواملي همچون تخصصي شدن فعاليت ها، سرعت تغيير فناوري هـا ، تنـوع نيازهـاي انسان ها در جوامع مختلف و گسترش روزافزون شيوه هاي رقابتي، سـبب پيچيـدگي بـيش از پـيش نيازهاي بشر شده اند؛ به طوري كه مديريت فرايند برآورده سـازي رضـايت بخـش نيازهـاي گونـاگون انسان ها توسط سيستم هاي تعريفشدة موجود، مسئله اي چالش انگيز همـراه بـا عـدم قطعيـت هـاي فراوان شناخته شده است (سو، 2007). در چنين وضعيتي، به منظور استفادة بهينـه و مـؤثر از منـابع محدود، آنچه بيش از پيش انديشمندان و پژوهشگران عرصة علم و فناوري را علاقـه منـد كـردهاست، يافتن روش ها و رويكردهاي نوين جايگزين است؛ به طوري كه بتوان احتمال دسـتيابي بـه هدف هاي تعريف شده در جهت حصول رضايتمندي انسان ها و برآورده سـازي نيازهـاي مطـرح شـدة آنان را به حداكثر رساند. در اين زمينه، نظرية سيستم ها1 يكي از مهم تـرين يافتـه هـاي علمـي و كاربردي براي مطالعه و تحليل چالش هاي بشر در قرن بيست ويكم معرفي شـده اسـت (وسـان ، 2006 و بوئد، 2009).
آنچه در زمينة مطالعة مدل هاي بيان شده در نظرية سيستم ها اهميت دارد، توجه به اين مهـم است كه تمام يافته هاي مطرحشده در اين زمينة مطالعاتي، بر پايـة مفهـومي اساسـي بـا عنـوان »سيستم« بنا شده اند. بنابراين در همين زمينه، به نظر مـي رسـد ارائـة تعريفـي اسـتاندارد از واژة سيستم بتواند در درك يكسان اين مفهوم مؤثر باشد. واژة سيسـتم از نظـر لغـت شناسـي ، از واژة يوناني »سيستما« به معناي »قراردادن در كنار هم« ريشه گرفته است (فرهنگ لغت وبستر، 2013). همچنين، سيستم مي تواند مجموعه اي يكپارچه از چندين عنصر فعال نسبت به يكـديگر تعريـف شود؛ بهطوري كه هر يك از اين عناصر قابليت هـاي محـدود و مشخصـي دارنـد و در فراينـدي هم افزا به پردازش ارزش افزوده اي منجر مي شوند. بر اين اساس، كابران سيستم مي توانند نيازهـاي عملياتي شان را درون محيط عملياتي از پيش تعيين شده اي به طور موفقيت آميـزي بـرآورده كننـد .
شايان ذكر اينكه اين گونه موفقيت ها همواره با عدم قطعيت همراه است (وسان، 2006: 18).
بر اين اساس، ازجمله جنبههاي بسيـار مهم در تحليل و طـراحي سيستمها، تجزيه وتحليل رفتار انسان ها، سازمان ها و سيستمهاي ديگري است كه به نحوي با سيستم مد نظر در تعامل اند. اين جنبة مهم در ادبيـات مهندسي سيستمها2 با عنوان ذي نفعان سيستـم3 (STHs)4 شنـاخته مي شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Systems Theory
Systems Engineering
System Stakeholders
كلمه STHs مخففي است كه نويسندگان اين نوشتار بر اساس واژة لاتين Stakeholders مطرح كرده اند و در تمام مقاله نيز از آن استفاده شده است.
كوتونيا و سامرويل STHs را چنين تعريف كرده اند: ذي نفعان سيسـتم ، افـراد يـا سـازمان هـايي هستند كه با سيستم درگير مي شوند يا كساني هستند كه بر سيسـتم تـأثير مـي گذارنـد . ذي نفعـان مي توانند استفاده كنندگان نهايي، مديران و افرادي باشند كه از سيستم تأثير مي پذيرند يا مهندسـاني باشنـد كه مسئول توسعـه و نگهداري سيستماند و حتي خـود مشـتريان سيسـتم و… (كوتونيـا و سامرويل، 1998). بوئد STHs مرتبط با سيستم تحت توسعه را صاحبان سيستم، پرداخت كننـدگان صـورت هاي حسـاب، توسعه دهنـدگان، توليدكننـدگان يا سـازندگان سيستـم، آزمون كننــدگان، آموزشدهنـدگان، استفـاده كنندگان، قربانيان، نگهدارندگان، متحمـل شــوندگان، بهبوددهنـدگان محصول و بازنشستگان معرفي مي كند. او همچنين بر اين نكته تأكيد مـي كنـد كـه هـر يـك از ذينفعان بهطور معناداري ديدگاه متفاوتي به سيستم و الزامات1 آن دارند (بوئـد ، 2009: 483). از ديد وسان (2006)، تمام افراد، سازمان ها و ساير سيستم هاي مهندسي كه به نحوي با نوعي سيستم در تعامل اند را مي توان به سه گروه مجزا دسته بندي كرد: 1. نفع برندگان نهايي، 2. استفاده كننـدگان و 3. ذينفعان سيستم. وسان (2006: 39) ذي نفعان سيستم را افراد يا سازمان هايي مـيدانـد كـه بهطور دوستانه/ رقابتي/ خصمانه، نفع و بهرة گسترده اي را از نتايج مأموريت واگذارشده بـه سيسـتم كسب مي كنند.
بهطور مشخص، رضايتمندي در تمام STHs بهواسطة برآورده سازي تمام نيازهـاي عمليـاتي آنها، اصلي ترين تعريف براي مفهوم موفقيت سيستم در ادبيات مهندسي سيستم ها است. در ايـن زمينه، اساسيترين نكته اي كه بايد به آن اشاره شود، اين است كه تمام STHs مي توانند بر رفتار سيستم به طور معناداري تأثيرگذار باشند. به طور روشن تر، STHs ركن اساسي در فرايند مهندسي سيستم ها محسوب مي شود؛ به طوري كه تمام تلاش ها و فعاليت هاي تيم طراحي براي رضايتمندي بيشتر STHs است (بوئد، 2009 : 483).
از جمله عناصري كه بايد در مطالعة رفتار عملياتي هـر سـازمان (بـه مثابـة سيسـتم) و نحـوة عملكرد آن در برآورده ساختن هر يك از نيازهاي درخواستشدة STHs مرتبط درنظر گرفته شود، محيط عملياتي آن سازمان (سيستم) است (مل، پلس و پـالس، 2010). در ايـن زمينـه، از جملـه ويژگيهاي مهم و مشترك محيط عملياتي تمام سازمانها، ديناميك عناصر دربرگرفتهشده در آن است؛ به اين معنا كه رفتار، موقعيت و شرايط هر يك از عناصر دربرگرفتهشده در محيط عملياتي سازمان، مي تواند تابعي از عنصـر زمان باشد؛ بنابراين يافتن ايستـايي و سكون بلندمـدت در آنهـا بهطور عمده دور از انتظار است (وسان، 2006: 145-135). در چنين وضعيتي، جريانهاي نامنظم تبادل كنندة اطلاعات بين سازمان و محيط عملياتي متناظر با آن، عامل اساسي شكاف بين سـازمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Requirements
و هر يك از عناصر دربرگرفته شده در محيط عملياتي آن محسوب مي شود. با توجه به مطالبي كهبراي نقش شايان توجه STHs در بقاي سازمان مطرح شد، بايد شكاف بين سازمان و هر يك ازSTHs مرتبط، در كانون توجه و مطالعة ويژه قرار گيرد.
شكاف بين سازمان و هريك از STHs مرتبط، در واقع به معناي فراهم نبودن اطلاعات كافي و به روز دربارة رفتار ديناميكي STHs و نيـازها و انتظارات اخيـر آنها از سـازمان است. در چنين وضعيتي، نتيجـة مستقيـم و طبيعي، يعنـي دستيـابي موفق سـازمان به درك و برآورده سـازي رضايت بخش نيازهاي STHs، دور از انتظار است. بنابراين بر اساس تعريف، شكست سيستماتيك سازمان در برآورده سازي رضايت بخش مجموعة نيازهاي STHs، در واقع به معناي فاصله گرفتن سيستماتيك سازمان از نقطة تعادلش است.
بروز پديد ة ناپايداري در سيستم يا هرگونه انحراف از وضعيت تعادل عمومي سيستم در تعامل با محيط عملياتي پيرامونش، پديدة بحران براي آن سيستم تعريف مي شود (بوس، 1993). همچنين بر اساس تعريف پديدة بحران، مي توان شدت بحران به وقوع پيوسته را نيز بر اساس اندازة فاصلة سازمان با نقطة تعادلش تفسير كرد. بنابراين، عنصر تعامل پايدار بين سازمان و هر يك از STHs متناظرش، به مثابة عامل اساسي جلوگيري از بروز پديدة بحران، مديريت بحران به وقوع پيوسته و كاهش آسيب ها و خسارت هاي ناشي از پديدة بحران محسوب مي شود.
در نگـرش سنتي به مديريت پديدة بحـران، اين مفهوم به معناي مجموعة تلاش ها براي فرونشاندن آتش تلقي مي شود (ميتراف، شريوستاوا و يودواديا، 1978). به طور روشن تر، بر اساس ديدگاه سنتي به موضوع مديريت بحران، در واقع مدير به انتظار مختل شدن فرايندها مي نشيند و پس از بروز پديدة ناپايداري در سيستم، تلاش مي كند آسيب هاي واردشده به سيستم را محدود كند؛ در حالي كه در نگرش مدرن به موضوع مديريت بحران، در رفتاري سيستماتيك تلاش مي شود با طراحي (توسعة) صحيح سيستم، احتمال بروز پديدة بحران حداقل شود و با تعريف و ايجاد مجموعه اي از طـرح ها و برنامه هاي عملياتي منظـم، همـواره آمادگي سيستـم براي رويارويي با رويدادهاي ناخوشايند آتي نيز تضمين مي شود (گرين، 2002؛ احمدي، رسولي، قطري و قلي زاده، 1391).
بر اساس مباني نظري بيان شده دربارة گروه بندي بحران ها بر اساس نوع، بحران هاي ناشي از تعادل ناپايدار در نظم سيستم شهري، از جمله مباحث شايان توجه است. بر اساس زبان دانش مهندسي سيستم ها، عنصر نظم در سيستم شهري، در واقع الزام كاركردي براي هر شهر بهمثابة سيستم بزرگ و پيچيده معرفي مي شود. بر اساس سلسله مراتب نيازهاي مازلو، پايدارسازي نظم در سيستم شهري، يكي از مهم ترين و پايه اي ترين نيازهاي افراد جامعه به شمار ميرود (طالقاني، فرهنگي و عابدي جعفري، 1389؛ عابدي جعفري، ابويي اردكان و آقازاده، 1390 و پورعزت ورحيميان، 1391). بر اين اساس و با تكيه بر تعريف نظري از واژة بحران، هر گونه شكست در برآورد هسازي اين الزام (نظم در سيستمهاي شهري)، به منزلة عاملي مؤثر در بروز پديدة ناپايداري در سيستم شهري دلخواه، بحران تفسير ميشود.
بنابراين، با تكيه بر آنچه در تعريف مديريت بحران مدرن بيان شد، ب ه نظر مي رسد كه اطلاع از وضعيت ديناميكي پديدة نظم در هر يك از سيستمهاي شهري و تجزيهوتحليل اطلاعات دريافتشده از محيط عملياتي سيستم، مي تواند گامي اساسي و مهم در فرايند مديريت بحران هاي شهري شمرده شود. به همين منظور، مطالعة حاضر علاقهمند است با تعريف و طراحي مجموعهاي از متغيرهاي بازخوردهندة1 طراحي شده، سيگنالهاي اطلاعدهنده از وضعيت ديناميكي پديدة نظم در سيستم شهري را به طور كمي در بازههاي زماني گوناگون دريافت كند و با تجزيه وتحليل اطلاعات دريافت شده از محيط عملياتي سيستم، سطح اثربخشي تصميمها و راهبردهاي اتخاذشده را در بازه هاي زماني منظم اندازهگيري كند و با صدور پيغامهاي هشداردهنده، خروج سيستم از وضعيت نظم و تمايل آن به سوي وضعيت نامطلوب آشوب را پيشبيني كند.
بر اين اساس، هدفي كه اين مطالعه دنبال مي كند، ارزيابي مديريت پديدة نظم در سيستمهاي شهري، بر اساس طراحي متغيرهاي اندازهگيرندة سطح اثربخشي در سيستمها است. براي دستيابي به هدف اصلي، هدف هاي فرعي زير براي مطالعة حاضر مد نظر قرار گرفته است:
تعريف متغيرهاي كمي بازخوردهنده از نحوة رفتار ديناميكي پديدة نظم در سيستم هاي شهري؛
اندازهگيري سطح اثربخشي تصميمها و راهبردهاي اتخاذشده؛
پيشبيني رفتار ديناميكي پديدة نظم در سيستم شهري تحت مطالعه و صدور پيغامهاي هشداردهنده، همزمان با خروج سيستم از وضعيت نظم و حركت تدريجي آن به سوي وضعيت نامطلوب آشوب.
پيشينة نظري پژوهش
معرفي دو الگوي اساسي در تحليل ساختار تعامل سيستم ها با محيط عملياتي پيرامون بر اساس اصول تحليل و طراحي سيستم هاي مهندسي، در تمام فرايند طراحـي سيسـتم دلخـواه(SOI)2، هرگز SOI عنصر مجزايي از محـيط عمليـاتي پيرامـون آن در نظـر گرفتـه نمـي شـود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Giving Feedbacks Variables
System of Interest
به طوري كه درك و شناخت تمام ارتباطات (تعامل ها)SOI با محيط عملياتي پيرامون، مسئله ايبسيار كليدي در توضيح رفتار پوياي SOI در طول چرخة عمرش معرفي مي شود. بر اين اسـاس ،تعريف و طراحي نحوة برقراري ارتباط (تعامل) عناصر تعريف شده در SOI با هـر يـك از عناصـر اصلي حاضر در محيط عملياتي SOI، موضوع بسيار مهمي است كه تيم طراحـي بايـد در فراينـد طراحي SOI در نظر داشته باشند (وسان، 2006: 153).
بر اساس وضعيت هاي ممكن و گوناگون و چگونگي ارتباط SOI با عناصـر محـيط عمليـاتي تعريف شده براي آن و نيز با تكيه بر ادبيات نظري و تئوري هاي توسعه يافته در مطالعات مهندسي سيستم ها، الگوهاي متناظر گوناگوني را مي توان مطرح كرد كه هر يك از الگوها، توصـيف كننـدة نحوة تعامل ، تأثيرگذاري و تأثيرپذيري باشد (وسان، 2006: 153). در اين زمينه، از بين الگوهاي ارائه شده و با توجه به اهدافي كه پژوهش حاضر مد نظر دارد، بر دو الگوي پايـه اي سيسـتم هـاي مداربستة ساده1 و سيستمهاي مداربسته و كنترل بسته2 تمركز شده است. نكتة شايان توجه دربارة اين دو الگوي رفتاري، تأكيد هر دو الگو به وجود مدارهاي كنترل بسته3 در سـاختار سيسـتم هـاي مهندسي است؛ به طوري كه امكان اندازه گيري خروجي، مقايسة خروجي با معيارها / شاخص ها و نيز گرفتن/ دادن بازخور را فراهم كند (وسان، 2006: 153).
الگوي سيستمهاي مداربستة ساده
بر اساس اين الگو، سيستم هاي مهندسي به نحوي طراحي شده انـد كـه امكـان ارتبـاط دوطرفـة SOI با محيط عملياتي پيرامون فراهم است (شكل 1). در اين الگو از طراحـي ، خروجـي/ پاسـخSOI پس از پردازش و تأييد دروني، وارد محيط عملياتي مي شود و بـه واسـطة قرارگـرفتن روي مدار بسته، از محيط عملياتي نسبت به خروجي و پاسخ توليدشده، بـازخورد مـي گيـرد . دريافـت واندازه گيري بازخوردهاي محيط عملياتي سيستم، مي توانـد پايـه اي مناسـب بـراي ايجـاد برخـي اصلاحات در خروجي/ پاسخ رفتاري SOI باشد (وسان، 2006: 153).
در اين الگوي طراحي، SOI فقط بر توليد خروجي/ پاسـخ متمركـز اسـت و پـس از دريافـت بازخوردهاي دروني و تأييد دروني، ميتواند بهطور مستقيم و در مدار باز وارد محيط عملياتي شود.
درواقع، در اين الگو SOI با محيط عملياتي اش رابطه ندارد و به تغييرات، تأثيرات و واكنشهـاي محيط، بيتوجه است (وسان، 2006: 153).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Simple Closed Control Circuit Systems
Closed loop command and control (C2) interactions
Closed Control Circuit

شكل

1
.

الگوي

طراحي

سيستم

هاي

مداربستة

ساده

منبع
:

وسان
،

2006
:

153

سيستم

ورودي

سيستم

خروجي

منبع

كنترل

گر

حسگر

سيستم

خطاي
اندازه

گيري

اندازه

خروجي

گيري

شده

شكل

1

.

الگوي

طراحي



قیمت: تومان


پاسخ دهید