دانشكدۀ مديريت دانشگاه تهران
مديريت دولتی
دورۀ 7، شمارۀ 1 بهار 1394 ص .132- 111
بررسی و تبیین ظرفیت کارآفرینانة دانشگاههای منتخب استان مازندران
حسین صمدی میارکلائی1، حسنعلی آقاجانی2، حمزه صمدی میارکلائی3
چکیده: کارآفرينی، انديشه و فرايندی است که يك فرد يا گروه از طريق آن، ايدهها يا فرصتهای جديد را شناسايی میکند و بهصورت موفقیتآمیزی از آنها بهرهبرداری میکند.
دانشگاهها نیز در مقام تولیدکنندۀ دانش و نهاد انتشار آن، نقش گستردهتری را در نوآوری صنعتی ايفا میکنند. ظهور دانشگاه کارآفرين درواقع، پاسخی به اهمیت روزافزون دانش در نظام ملی و منطقهای نوآوری و ادراك جديد از دانشگاه است. هدف پژوهش حاضر، تبیین و بررسی وضعیت ظرفیت کارآفرينانة دانشگاههای استان مازندران است. جامعة آماری اين پژوهش، شامل پنج دانشگاه منتخب در استان مازندران است که 92 نفر از متخصصان و مسئولان آن بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد استفاده شده و تجزيه و تحلیل دادهها بهوسیلة نرمافزارهای SPSS و LISREL انجام شده است .نتايج مدل معادلههای ساختاری نشان داد کلیت مدل ارائهشده با مقادير شاخصهای برازش )067/0=NFI=0/95 ،RMSEA و 92/0=GFI(، مورد تأيید است. همچنین نتايج آزمون T-student نشان داد ظرفیت کارآفرينی و ابعاد وابسته به آن در دانشگاههای مورد مطالعه در وضعیت نامناسبی قرار دارند.
واژههایکلیدی: آموزش عالی، دانشگاههای استان مازندران ،ظرفیت کارآفرینی، نوآوری.

کارشناس ارشد مديريت دولتی، باشگاه پژوهشگران جوان ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر ،قائمشهر، ايران
دانشیار گروه مديريت صنعتی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران
دانشجوی دکتری مديريت دولتی، مدرس دانشگاه پیام نور، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ايران

تاریخ دریافت مقاله: 10/08/1392 تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 17/04/1393 نویسندة مسئول مقاله: حسین صمدی میارکلائی
Email: hossein_samadi_m@yahoo.com
مقدمه
از آنجاکه دانش بهگونهای فزاينده جزء مهمی از فرايند نوآوری محسوب میشود، دانشگاهها در مقام تولیدکنندۀ دانش و نهاد انتشار آن، نقش گستردهتری را در نوآوری صنعتی ايفا میکنند. ظهور دانشگاه کارآفرين، درواقع، پاسخی به اهمیت روزافزون دانش در نظام ملی و منطقهای نوآوری و ادراك جديد از دانشگاه است؛ يعنی نهادی که عامل انتقال دانش و فناوری و منبع اختراعهای خلاقانه بهشمار میرود و از لحاظ اقتصادی بهصرفه است. در دو دهة اخیر، دولتها در سراسر دنیا علیرغم تفاوت نظامهای دانشگاهی و صنعتی، به اين پتانسیل دانشگاهها بهعنوان منبعی برای ارتقای محیط ملی نوآوری نگريستهاند )اتزکواويتز و همكاران، 2000(. تحول از دانشگاه سنتی به دانشگاه کارآفرين، نقش مهمی در پیشرفت اقتصاد جهانی مبتنی بر دانش ايفا خواهد کرد) آرنائوت، 2010(.
کارآفرينی واژهای رايج است؛ سیاستگذاران، اقتصاددانان، انجمنهای علمی و حتی دانشجويان دانشگاه درمورد آن صحبت و بحث میکنند. همهساله در سراسر دنیا سمینارها، کنفرانسها و کارگاههايی سازماندهی میشوند که بر اهمیت کارآفرينی برای کشور، جامعه و نیز توسعة فردی تأکید میکنند. امروزه کارآفرينی بهعنوان يكی از بهترين راهبردهای توسعة اقتصادی برای توسعة رشد اقتصادی کشور و تقويت رقابتپذيری در مواجهه با گرايشهای فزايندۀ جهانیسازی نگريسته میشود )کیت و همكاران، 2011(.
دانشگاه کارآفرين نیز مفهومی جذاب و معرف دانشگاههايی است که فرصت، فرهنگ و محیطهای سودمندی را برای ترغیب و پذيرش کارآفرينی دانشجويان و دانشآموختگان فراهم میآورند.
دانشگاه های کارآفرين مكانهايی هستند که کارآفرينی بخشی از اساس آنهاست )گیب، 2005(.
با توجه به اهمیت مسئلة اشارهشده، هدف از پژوهش حاضر، تبیین و بررسی وضعیت ظرفیت کارآفرينانة دانشگاههای استان مازندران و اولويتبندی آنها، با استفاده از مدل مفهومی ظرفیت کارآفرينی آلان گیب، شامل مؤلفههای چشمانداز، مأموريت و راهبرد دانشگاه، حاکمیت و ادارۀ دانشگاه، ساختار و طرح سازمانی، چندرشتهای فرارشتهای، قدرت نفوذ، مديريت ذینفعان و ارزشهای جامعه، دانشآموختگان، انتقال دانش، داشتن مرکز رشد، تأمین مالی مخاطرهها در تمام شرکتهای مشتق از دانشگاه، بینالمللیسازی و آموزش کارآفرينانة سرمايهگذاری است.

پیشینة نظری پژوهش کارآفرینی
مفهوم کارآفرينی از ابتدای تمدن بشر تاکنون، همواره در میان جوامع وجود داشته و به آن توجه شده است، ولی هرگز با نام و نشان امروزۀ آن مطرح نشده است؛ بههمینخاطر، به کارآفرينیبه عنوان يك مفهوم و رشتة جديد نگريسته میشود. کارآفرينی منبع و منشأ تمامی فعالیتهایبشری، انگیزۀ افراد خلاق و نوآور و راهی برای افزايش تولید و بازدهی منابع در کشورهاست.
به عبارتی کارآفرينی را میتوان اينگونه تعريف کرد: فرايندی که به ايجاد رضايتمندی يا تقاضای جديد منجر میشود )زارع و همكاران، 1389؛ کردنائیج و همكاران، 1388(.
کارآفرينی فرايندی پويا از بصیرت، تغییر و آفرينش است و به انرژی و علاقة شديد برای خلق و اجرای ايدهها و ايجاد راه حلهای جديد نیاز دارد. عناصر اصلی کارآفرينی عبارتند از:
تمايل به پذيرش ريسكهای حسابشده برحسب زمان، برابری يا کارراهه، توانايی تدوين يك تیم مخاطرهپذير اثربخش، مهارت خلاق برای مرتبکردن منابع مورد نیاز، مهارت بنیادی بنای طرح تجاری قابل اطمینان و درنهايت، بصیرت در شناسايی فرصتهايی که ديگران آن را به صورت آشوب، متناقض و درهموبرهم میبینند) کوراتكو، 2003؛ 2004(.
شومپیتر از معروفترين دانشمندان رشتة اقتصاد است که دربارۀ کارآفرينی و کارآفرينان، نظريههای جالب و درخور توجهی ارائه داده است. شومپیتر معتقد بود که کارآفرينی، نیروی محرك اصلی در توسعة اقتصاد است و نقش وی عبارت است از نوآوری يا ايجاد ترکیبهای تازه از مواد) اکبری و همكاران، 1392؛ کاسون، 1982(. وی نقش مديران و افراد ايجادکنندۀ کسب وکار را متفاوت با نقش کارآفرينان می دانست و معتقد بود که کارآفرينی يعنی ارائة کالايی جديد ،ارائة روشی جديد در فرايند تولید ،يافتن بازاری جديد ،يافتن منابع جديد يا ايجاد هرگونه تشكیلات جديد در صنعت. کارآفرين در اين میان کسی است که بتواند در زمینة مطلوبیت نوآوری خويش، صاحبان سرمايه را متقاعد کند و آنها را با خود همراه سازد) پالمر، 1988(.
کارآفرينی فرايندی چندجانبه محسوب می شود و در سازمان های متفاوت و مكان های مختلف کاربرد دارد و نبايد صرفا از ديدگاه انتفاعی به آن نگاه کرد. امروزه اين واژه بیشتر در بخش خصوصی بهکار برده می شود؛ درحالیکه کارآفرينی سازمانی بهعنوان فرايندی تعريف می شود که در آن، افراد سازمان به دنبال فرصت هايی هستند که مستقل از منابع آن سازمان است يا در آن، کارکنان برای انجام کارهای جديد با يكديگر تعامل دارند )زامپتاکیس و مواستاکیس، 2010(.
کارآفرينی با ايده های کسبوکار جديد مرتبط است که ممكن است موجب تغییرهايی در ماهیت بازار شود و عبارت از جستوجوی فرصتها و توانايی شناسايی شكافهای موجود در بازار است. رويكرد کارآفرين محوری، رويكردی است که بر نوآوری بازار و محصول و پروژه های خطرپذير تأکید دارد و با تمايل به پیشگامی در نوآوری، به دنبال کسب برتری بر رقباست) میلر، 1983(.
بايد اشاره کرد که کارآفرينی علاوهبر افزايش سطح اشتغال در جامعه ،موجب نوآوری،افزايش ابداعها، اختراعها و بهبود توزيع درآمد میشود که تمامی اين موارد، از عوامل مؤثر بر توسعة اقتصادی و تحقق فرصتهای جديد اشتغال مولد است )رضوی و همكاران، 1391(.
درواقع، اين مفهوم به سه شكل ارائه میشود: 1. کارآفرينی مستقل )فردی(: مسئولیت اولیة آن، جمعآوری منابع لازم برای شروع کسب وکار است يا کسی که منابع لازم برای شروع يا رشد کسب وکاری را بسیج میکند و تمرکز او برای نوآوری و توسعة فرايند، محصول يا خدمات جديد است؛ 2. کارآفرينی اجتماعی: زمینة نو ظهوری است که بهويژه در میان سازمانهای غیر انتفاعی رايج شده و فعالیتهای اجتماعی مخاطرهآمیز، کسب وکار با هدف اجتماعی و فعالیت مخاطرهآمیز در زمینة توسعة اجتماعی را شامل میشود؛ 3. کارآفرينی سازمانی: شرايطی که در آن ،کسی با حمايت يك شرکت، محصولها، فعالیتها و تكنولوژیهای جديد را کشف و از آنها بهرهبرداری میکند )زارع و همكاران، 1389(.

دانشگاه کارآفرین
دانشگاه، نهادی اجتماعی است که قدمتی حدود هشتصد سال دارد. اين نهاد در مراحل اولیة خود، برای مدت طولانی، تنها فعالیت های آموزشی داشت. اتزکواويتز بیان کرده است که براساس پويايی درونی دانشگاه و تأثیر عوامل بیرونی بر آن، دو انقلاب علمی در جهان به وقوع پیوسته است. انقلاب علمی نخست، در اواخر قرن نوزده اتفاق افتاد که در آن، دانشگاه ها علاوه بر مأموريت آموزشی، مأموريت پژوهشی را نیز بهعهده گرفتند. برايناساس، گروه ها و مراکز پژوهشی در درون دانشگاه، بهوجود آمدند) اتزکواويتز، 2003(. انقلاب علمی دوم، براساس اتكای نوآوری ها بر دانش علمی، در نیمة دوم قرن بیستم اتفاق افتاد که در آن، دانشگاه علاوه بر مأموريت آموزشی و پژوهشی، عهده دار مأموريت سومی شد که توسعة اقتصادی نامیده می شود. علاوهبرآن، آموزش افراد، به آموزش سازمان ها و پژوهش فردی به پژوهش گروهی گسترش يافت و گروه های پژوهشی به شبه بنگاه تبديل شدند )اتزکواويتز، 2003؛ اتزکواويتز و همكاران، 2000(. امروزه دانشگاه هايی که مأموريت سوم را داشته باشند و گروه های پژوهشی که بهعنوان شبه بنگاه عمل می کنند، دانشگاه های کارآفرين نامیده می شوند.
تغییر شكل از يك دانشگاه پژوهشی سنتی به يك دانشگاه کارآفرين، پديدهای رايج است و بهدلیل کاهش تأمین مالی از منابع دولتی و ظهور بازارهای رقابتی در آموزش و پژوهش، تعداد چنین دگرگونیهايی درحال افزايش است. اگر دانشگاهها مانند دانشگاه کارآفرين، تبديل به عامل نوآوری نشوند، توسعة ملی و منطقهای و نیز رقابت بینالمللی را مختل خواهند کرد .در ده سال گذشته، دانشگاهها در کشمكش با موضوعهای متفاوتی از قبیل جهانیسازی و بینالمللیسازیآموزش عالی، افزايش تعداد دانشجويان، محدوديتهای مالی و بحرانهای مالی و اقتصادی اخیربودهاند. امروزه سؤال اصلی دانشگاهها اين است که چگونه با محیط پويا و پیوستة درحال تغییر،وفق پیدا کنند؟ سهم واقعی و بالقوۀ دانشگاهها در توسعة اقتصادی بسیار تحلیل شده و در دهة گذشته بهمیزان زيادی درمورد مفهوم دانشگاه کارآفرين نوشته شده است) آرنائوت، 2010(.
براساس ملاحظههای تئوريكی دربارۀ «مأموريت سوم» دانشگاهها و بحث درمورد ماهیت روابط دانشگاه- صنعت، گانتر و واگنر) 2008( معتقدند که «دانشگاه کارآفرين نهاد متنوع و متكثری با روشهای مستقیم انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت و نیز ارتباطهای غیر مستقیم با صنعت از طريق آموزش و پرورش کارآفرينی است». يك دانشگاه کارآفرين، مرکب از مكانیسمهايی مستقیم و غیر مستقیم برای پیوند دانشگاه با فعالیتهای تجاری است) گانتر و واگنر، 2008(.
دانشگاه کارآفرين، تنها دانشگاهی با فعالیتهای کارآفرينی صنعتی نیست. از نظر اتزکووايتز و ژائو، دانشگاه کارآفرين مفهوم و ويژگیهای خود را دارد: 1. آموزش کارآفرينی، برای سازماندهی آموزش در مواجهه با نیازهای صنعت و تشويق دانشجويان به تأسیس شرکتها )به آنها بگويید چگونه اين کار را انجام دهند(؛ 2. مشاوره برای صنعت؛ 3. انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت و 4. وجود شرکتهای مشتق از دانشگاه: احداث شرکت) اتزکووايتز و ژائو، 2008(. امروزه دانشگاهها بهجای اينکه مؤسسه های پژوهشی بستهای باقی بمانند، در يك نظام باز نوآوری، در تعامل با بنگاهها و مؤسسههای دولتی، بهصورت فزايندهای فعالیت میکنند )آرنائوت، 2010(.
هانون )2008(، دانشگاه کارآفرين را مؤسسهای با اهداف زير تعريف میکند:
1. ترغیب رفتارها، تفكر و فرصت کارآفرينی؛ 2. ايجاد رويكرد بیندانشگاهی برای دسترسی به همة دانشجويان؛ 3. انجام کار چندرشتهای در میان استادان و گروههای علمی؛ 4. درگیرکردن ذینفعان خارجی در طراحی و ارسال قوانین کارآفرينی؛ 5. داشتن رهبری و حمايت بنگاهی قوی؛ 6. پاداشها و مشوقهای دانشجو/کارمند؛ 7. اتخاذ يك رويكرد کلی به کارآفرينی، پیش از آغازکردن کسبوکار؛ 8. آموزش متمرکز بر کارآفرينی و نه درمورد کارآفرينی.
بهاعتقاد رابرتسون )2008(، يك دانشگاه کارآفرين بهوسیلة چند عامل کلیدی بهشرح زير توصیف میشود:
1. رهبری قوی که ظرفیتهای کارآفرينی را برای همة دانشجويان و کارکنان در سرتاسر محیط دانشگاهیاش توسعه میبخشد؛ 2. رابطة قوی با ذینفعان خارجی که ارزش افزوده ايجاد میکنند؛ 3. ارائة دستاوردهای کارآفرينانه که ممكن است بر افراد و سازمانها اثر بگذارد؛ 4. فنون يادگیری نوآورانهای که اقدام کارآفرينانه را القا میکند؛ 5. مرزهای بازی که جريانهای اثربخش دانش میان سازمانها را ترغیب میکند؛ 6. رويكردهای چندرشتهای به آموزش کهتجربة دنیای واقعی را تمسخر میکند و بر حل چالشهای پیچیدۀ دنیا متمرکز میشود و
7. تحريك برای ارتقای کاربرد تفكر و رهبری کارآفرينانه )آرنائوت ،2010(.
شولت )2004(، معتقد است که دانشگاه کارآفرين دو وظیفه را بايد انجام دهد: 1. کارآفرينان آينده را آموزش دهد تا کسب وکارهايی را ايجاد کنند و همچنین روحیة کارآفرينانه را در میان دانشجويان و تمام حوزهها توسعه دهند؛ 2. بايد خودش کارآفرينانه عمل کند، مراکز رشد و کسبوکارها را سازماندهی کند، پارك فناوری و مواردی نظیر آن را ايجاد کند، دانشجويان را در اينسازمانها درگیر کند، به کمك آنها، دانشجويان و فارغالتحصیلان را در ايجاد کسبوکار ياری دهد و بالاخره اينكه بتواند از نظر مالی استقلال پیدا کند )حسنقلیپور و همكاران، 1390(.
در نظامهای آموزش عالی پیشرفته، يكی از بارزترين ويژگیهای دانشگاه کارآفرين، برخورداری از ظرفیت کارآفرينانة بالاست. از طرفی نیز يكی از لازمههای وجود ظرفیت کارآفرينانة مناسب، داشتن فضايی مساعد برای نوآوری و پاسخگويی خلاق به نیازهای محیطی، بهعنوان مهمترين پیشنیاز تحقق الگوی دانشگاه کارآفرين و بستر فعالیت کارآفرينانه است. بايد در دانشگاهها بسترسازی کرد تا همچنان در متن تحول بمانند، رشد کنند و محل همكاری پژوهشگران و استادان و جايگاهی مهم برای پژوهش و آموزش باشند.
از بهترين نمونههايی که میتوان بهعنوان الگويی برای دانشگاهها در مسیر کارآفرينی پیشنهاد کرد، دانشگاه MIT است که در ايجاد ارتباط تنگاتنگ با صنعت، پیشرو بوده است و در نوآوری، تجاریسازی پژوهش و ايجاد شرکتهای مشتقشده )زايشی( پیشگام است. اوشی و همكاران )2007( بر اين باورند که عوامل متعددی موجب موفقیت MIT شدهاند: 1. آموزش و پرورش: در بحث آموزشی و کیفیت آموزش ارائهشده، MIT بالاترين کیفیت اعضای هیئت علمی را دارد؛ 2. پژوهش کاربردی: پژوهشهای ممتاز MIT در زمینههای کاربردی، ترکیبشده با تمايل به پیگیری پژوهش های میانرشتهای، محرکی قوی در تولید دانشی است که شرکتهای مشتق از دانشگاه از آن بهرهبرداری میکنند؛ 3. شبكههای ارتباطی دانشگاه، دولت و صنعت: در يك دورۀ زمانی طولانی، MIT شبكههای داخلی و خارجی رسمی میان دانشگاه، دولت و صنعت را توسعه داده است. اين شبكهها هستند که تأمین مالی پژوهش در MIT را افزايش میدهند و اهرم میکنند؛ 4. دفاتر صدور مجوز و امتیاز بهرهبرداری و انتقال فناوری و برنامههای کارآفرينی: MIT تعدادی ساختار سازمانی مجرب و اختصاصی، از قبیل دفاتر مجوزدهی فناوری )TLO(، دفاتر انتقال فناوری )TTO( و برنامه های کارآفرينی دارد؛ 5. شرکتهای دانشگاهبنیان: MIT تعهدی قوی به بهرهبرداری از پژوهشها دارد و بدينترتیب، مشوق و حامی شرکتهای درحال تكوين انجمنهای علمی است؛ 6. فرهنگ: در سنت و تاريخچة MIT، تجاریسازی فناوریهای بنیادی شرکتهای درحال تكوين،فرهنگ «موفقیت، موفقیت تولید میکند» را در میان کارکنان و اعضای هیئت علمی ترويج میکند؛7. تجاریسازی فناوری: اعضای علمی درون دانشگاه، نگرشهای مثبتی نسبت به تجاریسازی فناوری و ايجاد شرکت دارند و 8. تأمین مالی: تأمین مالی صنعتی و نظامی MIT، آن را به نوآوری های متمايل به تجاریسازی رهنمون میکند )اوشی و همكاران، 2007(.

پیشینة تجربی پژوهش
بعد از مروری بر ادبیات نظری پژوهش، بايد اشاره کرد درمورد موضوع اين تحقیق، يعنی ظرفیت کارآفرينی دانشگاه ،يا دانشگاه نسل سوم )دانشگاه کارآفرين(، پژوهشهای اندکی در داخل و خارج کشور انجام شده است که در اين مجال، به نتايج بعضی از آنها اشاره میشود:
کردنائیج و همكاران )1391(، در بررسی ويژگیهای دانشگاه کارآفرين در دانشگاه تربیت مدرس دريافتند که در دانشگاه تربیت مدرس، ويژگیهای دانشگاه کارآفرين از جمله فرهنگ سازمانی کارآفرينانه، تعامل مستمر با محیط، چشمانداز مشترك ،راهبردهای منابع انسانی و منابع انسانی، در وضعیت مطلوبی قرار دارد، اما ساختار کارآفرينانه و استقلال مالی، وضعیت نامناسبی دارد .مقتدری و گلستانی )1385(، در ارزيابی مرکز کارآفرينی دانشگاه اصفهان دريافتند که ابعاد مورد نظر کارآفرينی در دانشگاه، کمتر از سطح متوسط بوده است .مرزبان و همكاران )1389(، در مقالهای به بررسی تأثیر جو کارآفرينی بر رفتار کارآفرينانة مديران دانشگاه تهران پرداختند و دريافتند که جو کارآفرينانه در دانشگاه تهران، وضعیت نامناسبی دارد .قناتی و همكاران )1389(، به بررسی وضعیت فرهنگ سازمانی کارآفرينانه در دانشگاه تهران پرداختند و به اين نتیجه دست يافتند که تنها دو بعد تفريح و سرگرمی و ارزشمندی کار از ده بعد مورد بررسی در وضعیت مطلوبی قرار دارند، اما ساير ابعاد فرهنگ سازمانی کارآفرينانه شامل جسارت، تحمل انحراف خلاق، آيندهنگری جسورانه، خطرپذيری، ارتباط باز، همكاری و تشريك مساعی، نوآوری پیشگام و تحمل شنیدن نظرهای مخالف، وضعیتی نامطلوب دارند. کیست )1995( برای ارتقای پژوهشهای کارآفرينی، به شناسايی فعالیتهای کارآفرينانه و ساختار سازمانی دانشگاه پرداخت. يافتههای حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که کارآفرينی و فعالیت ها و ابتكارهای مرتبط با آن، بهشدت برای مديران مهماند و نقشی اساسی در تبیین ظرفیت کارآفرينی ايفا میکنند. وفايی و مقیمی )1389(، در پژوهشی با عنوان ارتباط کارآمدی سامانة الكترونیكی فرايندهای اداری و کارآفرينی درونسازمانی در دانشگاه تهران دريافتند که کارآفرينی درونسازمانی دانشگاه در وضعیت مطلوب و روبهبهبودی قرار دارد .گوئررو و اوربانو) 2010(، پژوهشی با عنوان «توسعة دانشگاه کارآفرين» انجام دادند و به بررسی روابط متقابل عوامل درونی )از قبیلمنابع انسانی، مالی، فیزيكی و…( و عوامل محیطی )از قبیل عوامل رسمی مانند سازمان و ساختارحكمرانی کارآفرينانه و…( پرداختند .اين محققان نشان دادند که همة دانشگاههای مورد مطالعه، بر انجام آموزش، تحقیق و مأموريتهای کارآفرينانه، بهطور همزمان تمرکز دارند و به آن توجه میکنند. همچنین بیشترين ارزش را فعالیتهای مربوط به انتقال دانش، ارتقای فرهنگ کارآفرينی و مشارکت در توسعة منطقهای دراختیار داشتند. شريف و همكاران )1390(، در تحلیل وضعیت آموزش کارآفرينی در آموزش عالی ايران دريافتند که وضعیت آموزش کارآفرينی در دانشگاه مورد مطالعه، در وضعیت مطلوبی قرار دارد. زالی و همكاران )1387(، در بررسی مشخصههای کارآفرينی دانشجويان دانشگاه مازندران دريافتند که هیچيك از ابعاد مورد مطالعه در جامعة مورد نظر مطلوب نیست.

مدل مفهومی پژوهش
حال پس از جمعبندی نظريهها و يافتههای تجربی تحقیق میتوان مدل مفهومی تحقیق را ارائه داد .بايد اشاره کرد که اين الگوی مفهومی، مبتنی بر روابط تئوريك بین عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر ظرفیت کارآفرينی و برگرفته از ادبیات و مدل ظرفیت دانشگاه کارآفرين آلان گیب )2012( است.

چشم

انداز
و

مأموريت

دانشگاه

ادارۀ

و

حاکمیت

ظرف
ی
ت

کارآفر
ی
ن
ی

دان
شگاه
ی

و
سازمانی

طرح

ساختار

چندرشته

فرارشته
ای
ای

قدرت
نفوذ

مديريت

ذی
نفعان

دانش
آموختگان

انتقال
دانش

مرکز
رشد
مالی

تأمین
،

بین
المللی
سازی

آموزش
کارآفرينانه

چشم

انداز

و

مأموريت

دانشگاه



قیمت: تومان


پاسخ دهید