دانشكدۀ مديريت دانشگاه تهران
مديريت دولتی
دورۀ 6، شمارۀ 4 زمستان 1393 ص .703- 681
عوامل تعیینکنندة شکاف دیجیتالی
)مطالعة موردی: شهروندان شهر رفسنجان(
طاهر روشندل اربطانی1، حسین کاظمی2، فهیمه حاجاسماعیلی3
چکیده: در دو دهۀ اخیر، شكاف ديجیتالی بهمعنای فاصلۀ بین افرادی که به رايانه و اينترنتت دسترسی دارند و افرادی که از اين دسترسی محروم اند، به عنوان يكی از بزرگ ترين چالشهتای عصر ديجیتال مطرح شده است. با توجه به آثار مخرب اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاستی مترتب بر اين نوع نابرابری- که بهزعم بسیاری از صاحبنظران، عمیقتر از نابرابریهای سنتی است- اين تحقیق، با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شكاف ديجیتالی در سطح شتهروندان شتهر رفسنجان انجام شده است. اين پژوهش از نظر ماهیت، همبستگی، از نظر هدف، کتاربردی و از منظر شیوۀ گردآوری داده ها، توصیفی- پیمايشی است. جامعۀ آمتاری ايتن پتژوهش ، مجموعتۀ شهروندان شهر رفسنجان است و در آن، به روش نمونهگیری خوشته ای، وضت عیت 501 نفتر از شهروندان، به روش مدلسازی معادلههای ساختاری تحلیل شده است. براساس نتتاي ،، عوامتل اقتصادی و زيرساختی، به طور مستقیم و عامتل فرهنگتی ، از طريتق نقتش میتانجی دسترستی انگیزشی، بر شكاف ديجیتالی تأثیر میگذارند. در مقايسۀ عوامل مختلف، نقش عامل فرهنگتی ، مهمتر از عوامل اقتصادی و زيرساختی است. تمامی متغیرهای متورد بررستی ، 3/55 درصتد از تغییرهای دسترسی فیزيكی را تبیین می کنند.
واژه‌های‌کلیدی:‌دسترسی‌انگیزشی،‌دسترسی‌فیزیکی،‌شکاف‌دیجیتالی،‌عامل‌اقتصادی،‌عاملل‌‌زیرساختی.‌

دانشیار مديريت، دانشكدۀ مديريت، دانشگاه تهران، تهران، ايران
استاديار مديريت، دانشكدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولی عصر)ع ،(،رفسنجان، ايران
کارشناسی ارشد مديريت دولتی، دانشكدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولی عصر )ع ،(،رفسنجان، ايران

تاریخ‌دریافت‌مقاله:‌04/12/1392 تاریخ‌پذیرش‌نهایی‌مقاله:‌30/06/1393 نویسندۀ‌مسئول‌مقاله:‌فهیمه‌حاجاسماعیلی
Email: hajesmaeili_f@yahoo.com

مقدمه‌
فناوری اطلاعات و ارتباطات، امروزه يكی از مهمترين شاخصهای رشد و توسعه به شمار می رود. اين پديده، به طور فزاينده و سريع، به بیشتر جنبه های زندگی نفوذ کرده و بحث های زيتادی را در زمینۀ جايگاه و ضرورت آن بهدنبتال داشتته استت . توستع ۀ گستترد ۀ فنتاوری هتای اطلاعتات و ارتباطات )ICTs(، نه تنها فرصتهای شگفت آوری برای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی ايجاد کرده است، بلكه موجب شكل گیری تقسیمبندی ها و نابرابری های جديدی با عنوان شتكاف ديجیتتالی شده است )پتروويچ و همكاران، 2012(. در دهۀ اول قرن 21، شاهد انتشار سريع رايانه و اينترنت در سراسر جهان بوده ايم. به گزارش اتحاديۀ بینالمللی مختابرات ITU)( )2011(، ضتريب نفتوذ اينترنت در سطح جهانی، از 18درصد در سال 2006، به حدود 35 درصد در ستال 2011 افتزايش يافته است )لی و رانیر، 2013(. نخستین بار، لاری ايروينگ از کارمندان ارشد دولت ايالات متحدۀ امريكا از واژۀ شكاف ديجیتالی استفاده کرد. مقصود وی از اين واژه، فاصلۀ میان افرادی بود کته از سختافزار و نرمافزار فناوری در خانوادهها بهرهمنتد بودنتد و بستیاری از اشخاصت ی کته تتوان خريداری اين ابزارها را نداشتند. متعاقبا مفهوم شكاف ديجیتالی، به وجود فاصله در دسترستی بته خدمات اطلاعاتی توسعه يافت )دراگولاسكو، 2002(. تعاريف مختلفی از شتكاف ديجیتتالی ارائته شده و با گذشت زمان، اين مفهوم معانی وسیعتری به خود گرفته است. البته نكتۀ شتايان توجته اين است که با گسترش فناوریها، مسئلۀ شكاف ديجیتالی، از محدودۀ بتین کشتوری ، بته داختل کشورها نیز کشیده شده و براساس تعريف سازمان همكاریهای اقتصادی و توسعه، شكاف بتین افراد، خانوارها، صاحبان مشاغل و مناطق جغرافیايی در جايگاههای مختلف اقتصادی- اجتمتاعی ، در دسترسی و استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، به شكاف ديجیتالی موستوم استت )او ایسیدی، 2001(. شكاف ديجیتالی به دو صورت وجود دارد؛ نوع اول آن بین کشور های مختلف جهان است که به آن شكاف ديجیتال جهانی م یگويند. نوع دوم آن، شكافی است کته در يت ک کشور وجود دارد و از آن، به عنوان شكاف ديجیتالی اجتماعی نام برده می شود. همچنین شتكافديجیتالی اين پتانسیل را دارد که شكاف و فاصتلۀ میت ان منتاطق و کشتورها )شتكاف ديجیتتال ی جهانی( يا میان گروه های شهروندان يک جامعه )شكاف ديجیتالی داخلی( را وسیعتر کند. سطوح و ديدگاه های مختلفی برای ارزيابی شكاف ديجیتالی وجود دارد )بیلون و همكاران، 2009؛ چتن و ولمان، 2004؛ سیلان و همكاران، 2009؛ نوريس، 2001 و اسكاديس، 2004(.
افزايش شكاف ديجیتالی در سراسر جهتان ، درحتال حاضتر بته عنتوان يكتی از بتزرگ تترين چالش های عصر ديجیتال، با پیامدهايی، اعم از مستقیم و غیر مستقیم، در بیش از چنتدين حتوزۀ جامعۀ اطلاعاتی نمايان شده است. اهمیت شكاف ديجیتالی از آنجا ناشی متی شتود کته بته ايتن دانش درحال حاضر، به عنوان يک پیشبرندۀ اساسی برای افزايش رقابتت جهتانی و بهتره وری و همچنین نوآوری و تولید ثروت توجه شده است )گومز، 2002(. با اينحال، شكاف بین گروهیکه می توانند با پیشرفت های فناوری رشد کنند و کسانیکه اين کار را نمی کنند، مانع و معضلی بترای همۀ جوامع است. درواقع، اين مشكل، متانع انتشتار عادلانت ۀ دانتش و تجهیتزات در جمعیتت هتا می شود و درنتیجه، از بهبود کیفیت زندگی افراد و روشنگری فرهنگتی آنهتا جلتوگیری متی کنتد )کاروالهو و همكاران، 2012(.
محرومیت اطلاعاتی يا محرومیت ديجیتالی، انعكتاس محرومیتت در دسترستی بته فنتاوری اطلاعات و ارتباطات است که با توجه به دلايل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگتی يتا حتتی زيستمحیطی بروز میيابد )ديوان و همكاران، 2005(. مسئلۀ شكاف ديجیتالی، بترای دولتت هتا مهم است؛ زيرا مهم ترين هدف از مديريت ارتباط با شهروند، بهره گیتری از فنتاوری اطلاعتات و ارتباطات، بتر ای افتزايش مشتارکت شتهروندان در فراينتد های دموکراتیتک استت )نرگستیان و آيت الله زاده شیرازی، 1392(. همچنین سیاستگذاری نظتام هتای اطلاعتاتی و ارتبتاطی در ستطح دولتی، بر مسائل اجتماعی و فرهنگی ملت ها تأثیرگذارند )روشندل اربطتانی و همكتاران ، 1391(.
اين پديده را در سراسر جهان نمتی تتوان بتا درنظرگترفتن پارامترهتای يكستان ، تولیتد يتا حتتی اندازه گیری کرد؛ زمینه های مختلف و پسزمینه هتا ی اجتمتاعی را متی تتوان بته عنتوان عتواملی تأثیرگذار بر جامعه برای پذيرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه کترد )او ایستی دی، 2001(.
درواقع، برای ارائۀ فرصتی برای پذيرفتن پیشرفت هتا ی تكنولتوژيكی جديتد در عصتر اطلاعتات ، تعیینکننده های متعدد، از قبیل ويژگی های اجتماعی افراد )سن، جتنس (، پتس زمینت ۀ تتاريخی و دسترسی فرهنگی، سطح متوسط آموزش، موقعیت جغرافیايی جهانی يا حتی نزديكی به جمعیتت شهری و اندازۀ جمعیت، دردسترسبودن زيرساخت ها و هزينه های فناوری ها بايتد درنظتر گرفتته شود )مارتین، 2011؛ گیاباک، 2009(.
شهر رفسنجان در شمال غربی استان کرمان واقع شده است و بتا داشتتن بتیش از ده مرکتز دانشگاهی، داشتن شهرت بهعنوان بزرگترين تولیدکنندۀ پسته در جهان، مجاورت با معدن متس سرچشمه به عنوان يكی از بزرگ ترين معادن مس روباز جهان، وجود واحد های صنعتی و تولیتدی متعدد، جاذبه های گردشگری و مهاجرپذيری فصلی و دائمی برای کسب فرصتت هتای شتغلی ، از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شرايط متنوعی را برای بررسی عوامتل تعیتین کننتد ۀ شتكاف ديجیتالی فراهم کرده است. اگتر شتهروندان از لحتا دسترستی بته فنتاوری هتای اطلاعتاتی وارتباطی، از جمله رايانه و اينترنت در سطح مطلوبی قرار داشته باشند، دسترسی آنها به اطلاعات و دانش در حوزه های فعالیت خود مانند تحقیقاتی، صنعتی، کشاورزی و… آسانتر و ارزانتر خواهتد بود. بدون شک، ارتقای جايگاه دانش در جامعه، سطح تفكر و نوع عملكرد مردم را در فعالیتها و موضعگیریهای مختلتف اجتمتاعی تغییتر متی دهتد و ستبب افتزايش کمتی و کیفتی در نحتو ۀ بهره گیری و بهرهدهی ايشان به جامعه می شتود )جعفرختانی ، 1388(. از ايتن رو، بررستی میتزان دسترسی شهروندان به فناوریهتای ارتبتاطی و اطلاعتاتی از جملته رايانته و اينترنتت و عوامتل تعیین کنندۀ دسترسی، ضروری به نظر می رسد. اگرچه تتاکنون ، پتژوهش هتای بستیاری در زمینت ۀ شكاف ديجیتالی صورت گرفته و مدل های متعددی در زمینۀ شكاف ديجیتالی ارائه شده است، در هیچيک از اين پژوهش ها، مدل مفهومی به اين شكل، بترای بررستی عوامتل متؤثر بتر شتكاف ديجیتالی و همچنین روابط و تعاملهای اين عوامل با هم در سطح شهروندی ارائه نشتده استت ؛ بنابراين، هدف اين پژوهش ضمن ارائۀ يک مدل مفهومی، بررسی روابط بتین عوامتل متؤثر بتر شكاف ديجیتالی است. از اين رو، مسئلۀ اساسی تحقیق اين است کته چته عت واملی تعیتین کننتد ۀ شكاف ديجیتالی در میان شهروندان هستند؟

پیشینة پژوهش
جهتگیری های متفاوتی در پژوهشها برای ارزيتابی شتكاف ديجیتتالی وجتود دارد. استكاديس )2004( سه حوزۀ پژوهش مورد توجه سیاستگذاران را مشخص می کند: مقدار شتكاف ديجیتتال ی، تكامل يا گسترش آن و سرعت تغییرهتای آن. بیلتون و همكتاران )2009( ايتن فهرستت را بتا پژوهشهايی در زمینۀ عوامل تعیینکنندۀ نفوذ فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی گستترش دادنتد .
نوريس )2001: 1-29( مدل لايه بندیشدۀ شكاف ديجیتالی را ارائه می دهد. يكی از اين لايته هتا که به جنبۀ بینالمللی شكاف مربوط است، اختلاف دسترسی به فناوری اطلاعاتی و ارتباطات بین کشورهای توسعهيافته و درحال توسعه را بررسی می کند؛ درحتالی کته لايتۀ ديگتر ، شتكاف را در اصطلاحهای اجتماعی و اقتصادی محلی و با اشاره به اطلاعات دارا و ندار در يک کشور يا يتک جامعۀ معین تعريف می کند.
اسكاديس )2004( و چن و ولمان )2004( دو رويكرد اصلی را برای ارزيابی شكاف ديجیتتالی در ادبیات پژوهشی مشخص کرده اند: رويكرد اول، شكاف ديجیتالی داخل يک کشتور را بررستی متتی کنتتد و رويكتترد ديگتتر، شتتامل مقايستتههتتای بتتین کشتتوری استتت. بتته طتتور مشتتابه، سیلان و همكاران ) 2009( دو بعد اصلی شكاف ديجیتالی را بهصورت شكاف ديجیتالی داخلی وشكاف ديجیتالی بینالمللی تعريف کرده اند.
ارزيابی شكاف ديجیتالی داخل کشورها با تمرکز بر سطح دسترستی و استتفاده از ICT بت رای مشخصکردن شكاف بین گروه های مردم است. اين نوع ارزيابی تعیین میکنتد کته افتراد يتک کشور، براساس وضعیت اقتصادی- اجتماعی، موقعیت جغرافیايی يا ويژگیهای ديگر گتروه بنتدی می شوند. در پژوهشهای مختلف، شكاف ديجیتال داخلی )تفاوت در دسترسی و استفاده از ICT) به عنوان نتیجه ای از ثروت )به عنوان مثال، جیمز، 2009(، فرهنگ )ارونبتان و جونتگ ، 2006( يتا نواحی روستايی )به عنوان مثال، آکا و همكاران، 2007( است.
کنیستون )2004( چهار مفهوم از شكاف ديجیتالی را مطرح کرده است. از نظتت ر وی، اولتت ین نوع شتكاف در هتت ر‬ کشوری، اعم از صنعتی و درحال توسعه، در میان افتراد غنی، تحصتیلكرده ، قدرتمنتد و افراد بیبهره از ايتن نعمتتهتت ا وجود دارد. شكاف ديجیتالی دوم، ناشتی از شتت كاف زبانشناختی و فرهنگت‬ی است. سومین شكاف ديجیتالی، شكاف کشورهای غنی و فقیر است که از دو شكاف فوق نشئت گرفتته استت و چهتت ارمین شكاف نیز به تفاوت سبک زندگی افتت رادی مربوط میشود کته در بطتن فناوری اطلاعتات يتا صتنايع نوظهتو‬ر قرار دارند و نیتز افرادی که در ساير مشاغل فعالیت میکنند.
ژائو و همكاران )2007(، در بررستی 39 اقتصتاد توستعه يافتته و درحتال توستعه ، متغیرهتای فرهنگی را به عنوان عواملی که تفاوت در اشاعۀ اينترنت را توضیح متی دهنتد ، شناستايی کردنتد . بلیون و همكاران )2009( در پژوهش خود نشان می دهند که نفوذ فناوری اطلاعات و ارتباطتات ، به بعضی عوامل سختافزاری، از جمله زيرساختهای فنی، توسعۀ اقتصتادی و عوامتل فرهنگتی بستگی دارد. ون دايک )2006( در پژوهش خود، عوامتل فرهنگتی ، زيرستاختی و اقتصتادی را در شكاف ديجیتالی مؤثر می داند و دسترستی انگیزشتی و دسترستی فیزيكتی را بت هعنتوان عوامتل توضیحدهندۀ شكاف ديجیتالی معرفی می کند.

چارچوب نظری و مدل مفهومی
در اين پژوهش، برای بررسی وضعیت شكاف ديجیتالی، از مفهوم دسترسی فیزيكی استفاده شده است. تحقیقهای شكاف ديجیتالی، با مشاهدۀ افراد و گروههايی کته يتک کتامییوتر يتا امكتان اتصال به شبكه را در اختیار داشتند، آغاز شده است. درحال حاضر، اکثر اين پژوهش هتا هنتوز بتر دسترسی فیزيكی تمرکز دارند )رانیر، 2010(. در ادامه، عوامل مؤثر بر شكاف ديجیتالی، براستاس پژوهشهای پیشین تبیین شده و برايناساس، فرضیههای تحقیق و مدل مفهومی شتكل گرفتته است.

عامل اقتصادی1
بحث درمورد شكاف ديجیتالی، اغلب با مفتاهیم ديگتر گتره ختورده استت . عامتل اقتصتادی بتا درنظرگرفتن مواردی مانند هزينۀ رايانه و تجهیزات اينترنت، مانند مودم، هزينۀ اشتراک اينترنتت ، سطح درآمد افراد و… يكی از اين مفاهیم است؛ چنانكه بیلون و همكاران )2009( معتقدند عامتل اقتصادی نقش زيادی در دسترسی فیزيكی به فناوریهای جديد دارد. با توجته بته نظتر ستازمان توسعه و همكاری اقتصادی )OECD(، سطح درآمد، عاملی کلیتدی در دسترستی بته کتامییوتر و اينترنت است )ونگشنگ، 2001(. مهرا و همكاران )2004( و فوچس )2009( وضعیت اقتصتادی و سطح درآمد را به عنوان يكی از مهم ترين عوامل تعیینکنندۀ شكاف ديجیتالی مطرح می کنند. با توجه به پژوهشهای متعدد )ويلستو ن و وونتگ ، 2003؛ فترو و همكتاران ، 2011( کته در زمینت ۀ دسترسی و نبود دسترسی به فناوری اطلاعاتی و ارتباطی انجام گرفته، وضعیت اقتصادی همتواره به عنوان عاملی تأثیرگذار در ايجاد و رشد شكاف ديجیتالی مورد توجه بوده است.

عامل زیرساختی2
بعضی از محققان، در تعیین شكاف ديجیتالی، علاوه بر نقش عامتل اقتصتادی )پیتک و نیشتیدا ، 2014( و ثروت کشور، بر توانمندی زيرساختی تأکید کردهانتد )بینتد ، 2005؛ رالتت و روچلانتدت،
2004(. کامیاين )2001( به حرکتت مرزهتای دشتوار شتكاف ديجیتتالی از مالكیتت رايانته هتای شخصی به دسترسی به اينترنت و بهتازگی، سرعت بالا )پهنای باند( توجته کتر ده استت . در ايتن تعريف، کامیاين بر نقش کلیدی عوامل زيرساختی تأکید می کند؛ يعنی اگر فرد امكان دسترسی به آخرين فناوری ها را داشته باشد، اما امكان اتصال به اينترنت را نداشته باشد، شتكاف ديجیتتالی از بین نخواهد رفت. ويجرس )2010( در پژوهشی با عنوان «عوامل مؤثر بتر شتكاف ديجیتتالی در کامبوج»، عامل زيرساختی را يكی از مهم ترين عوامل تأثیرگذار بتر شتكاف ديجیتتالی متی دانتد .
پترويچ و همكاران )2012( در پژوهشی چندسطحی، با بررسی شواهدی از کشورهای عضو بانک اروپايی بازسازی و توسعه3 )EBRD( با بررسی پژوهش های متعددی که در کشورهای مختلف در

1. Economic Factor
23. Infrastructure Factor. European Bank for Recon struction and Development
حوزۀ شكاف ديجیتالی صورت گرفته است )به عنوان مثتال ، ويستنته و لتوپز ، 2010؛ حنفتی زاده وهمكاران، 2009؛ آرچیبوگی و کوکو، 2004( نشان می دهند که عامل زيرساختی، تقريبتا در تمتام آنها يكی ازشاخص های مهم توسعۀ ICT و شكاف ديجیتالی است.

عامل فرهنگی
توجه به عامل زيرساختی مهم است، با وجود اين، محققان استدلال می کنند که تعريتف شتكاف ديجیتالی، در اصطلاح دسترسی به زيرساخت ها خلاصته نمتی شتود )گتالیرين ، 2010؛ باتیستته و همكاران، 2007؛ وارسچاور، 2004(؛ بلكه شكاف اصلی به پتذيرش مت ؤثر فنتاوری هتا و آثارشتان مربوط است. ادوار تیلور فرهنتگ را مجموعتۀ پیچیتده ای از دانتش هتا ، باورهتا ، هنرهتا ، قتوانین ، اخلاقیات، عادتها و هرچه فرد به عنوان عضوی از جامعه، از جامعۀ خويش فرامی گیترد ، تعريتف می کند. هر منطقه از هر کشوری ممكن است فرهنگی متفاوت با ديگر مناطق آن کشتور داشتته باشد. فرهنگ نه از طريق وراثت، بلكه بهوسیلۀ آموزش به نسل بعدی منتقل می شود )بهمتردی ، 1390(. با توجه به تعريف تیلور از فرهنگ پذيرش فناوری های جديد و استتفاده از آنهتا بته ويتژه اينترنت، نگرش افراد به فناوری های جديد مانند رايانه و احساس نیاز به آنها نیز متأثر از فرهنتگ افراد است.
فتحی و همكاران )1390( در پژوهش خود عامل فرهنگی، شامل هنجارهای ذهنی، انعكتاس بیرونی، تجربه، روحیۀ نوآوری، دانش و شناخت را به عنوان جزئی از الگوی پذيرش فناوری نشتان دادهاند. بعضی مطالعات بینفرهنگی نیز )بته عنتوان مثتال ، ارونبتان و جونتگ ، 2006؛ جونتگ و همكاران، 2005( عوامل ايجاد اختلاف در دسترسی به ICT و نحوۀ نگرش های متفاوت افراد بته فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی را در کشورهای مختلف بررسی کردند. به نظر میرستد تأثیرگتذار ی عامل فرهنگی بر دسترسی فیزيكی، از طريق نقش میانجی دسترسی انگیزشی صورت میپذيرد.
کسب انگیزه برای استفاده از رايانه برای اتصال به اينترنت، اولتین گتام بترای رستیدن بته ايتن فناوری های ديجیتال است. بسیاری از کسانی که به اشتباه در شكاف ديجیتالی بتاقی متی ماننتد ، مشكلهای انگیزشی دارند. با اين تفسیر، در اين حوزه تنها «ندارها» وجود ندارند؛ بلكته افتراد ی که نمی خواهند فناوری داشته باشند، نیز ديده میشوند. عواملی که دسترسی انگیزشی را توضتیح میدهند، ماهیت اجتماعی يا فرهنگی يا يک ماهیت فیزيكی يا ذهنی دارند )ون دايک، 2008(. از متغیرهای تببینکنندۀ جنبۀ ذهنی و روانی دسترسی انگیزشی میتوان به پديدۀ اضطراب رايانه و ترس از فناوری اشاره کرد. اضطراب رايانه، بته معنتای احستاس نتاراحتی ، استترس و تترس درهنگام مواجهه با رايانه است )چو و همكاران، 1999؛ بروسنان، 1998(. اضطراب کامییوتر و ترس از فناوری، موانع عمدهای برای استفاده از کتامییوتر و دسترستی بته اينترنتت ، بته ويتژه در میت ان سالمندان، افراد با سطح تحصیلات پايین و بخشی از جمعیت زنان است )ون دايک، 2008(.
ون دايک در پژوهشی با عنوان «پژوهشهای شتكاف ديجیتتالی : دستتاوردها و کاستتی هتا » وضعیت اجتماعی- فرهنگی را عاملی مهم در دسترسی انگیزشی می داند و معتقد است که عامتل اقتصادی و عامل زيرساختی بر فرهنگ افراد اثر می گذارند )ون دايک، 2006(. از اين رو، متناستب با افزايش سطح برخورداری جوامع و همچنین توستع ۀ زيرستاخت هتای اطلاعتاتی ، طترز تلقتی و باورهای افراد در زمینۀ اهمیت و نقش فناوری اطلاعات تغییر میکند.
همچنین به نظر میرسد افتراد برختوردار از نظتر اقتصتادی ، در محتل هتا ی مناستبی از نظتر زيرساخت های فناوری زندگی می کنند و همچنتین دسترستی بته زيرستاخت هتا ی اطلاعتاتی بتر وضعیت اقتصادی آنان تأثیر دارد؛ بنابراين، در فرضیۀ ششم پژوهش، همبستگی مثبتت و معنتادار عامل اقتصادی و زيرساختهای فناوری بررسی می شود.

فرضیههای پژوهش
با توجه به پیشینۀ پژوهش و مبانی نظری، فرضیه های پژوهش به صورت زير بیان شدهاند:
1H: عامل اقتصادی در دسترسی فیزيكی شهروندان تأثیر مثبت معناداری دارد.
2H: عامل زيرساختی در دسترسی فیزيكی شهروندان تأثیر مثبت معناداری دارد.
3H: دسترسی انگیزشی در رابطۀ بین عامل فرهنگی و دسترسی فیزيكی، نقش میتانجی ايفتا می کند.
4H: عامل اقتصادی بر عامل فرهنگی تأثیر مثبت معناداری دارد.
5H: عامل زيرساختی و اطلاعاتی، بر عامل فرهنگی تأثیر مثبت معناداری دارد.
6H: عامل اقتصادی با عامل زيرساخت های فناوری، همبستگی مثبت معناداری دارد.







شکل

1
‌.
مدل

مفهومی

پژوهش

H
4

H
5

H
2

H
1

H
3
b

H
6

H
3
a

عامل

اقتصادی

دسترسی

انگیزشی

عامل
زيرساختی
فرهنگی

عامل

شكاف

ديجیتالی
(
دسترسی

فیزيكی
)



قیمت: تومان


پاسخ دهید