ددوی دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 3 پاييز 1393
ص. 582- 561

بررسي تأثير شاخص هاي سه گانة جهاني شدن بر ساخت منابع انساني:
مطالعة داده هاي پانل دورة 2005 تا 2011
فرشته محمدي1، حمزه خواستار2
چكيده: در مقالة حاضر، تأثير جهانيشدن بر اساس شاخص كوف بـر شـاخص سـاخت منـابعانساني (BHR) ميان 56 كشور جهان، در بازة زمـاني 2005 تـا 2011 بررسـي شـده اسـت. در الگوي پژوهش كنوني، شاخص سـاخت منـابع انسـاني متغيـر وابسـته اسـت و ابعـاد سـه گانـة جهاني شدن (اقتصادي، سياسـي و اجتمـاعي) متغيرهـاي مسـتقل در نظـر گرفتـه شـدند. روش پژوهش پيش رو از نوع روش هاي اقتصادسنجي است و از روش تحليل داده هاي پانل و تحليـلرگرسيون تعميميافته با روش GLS براي تجزيه وتحليل و آزمون فرضيه هاي پـژوهش اسـتفادهشده است. يافته هاي تخمين مدل رگرسيون تعميم يافته بـراي جامعـة آمـاري، نشـان مـي دهـدضرايب متغيرهاي جهانيشدن سياسي، اقتصادي و اجتماعي در سـطح اطمينـان كمتـر از 05/0 معنادارند. جهاني شدن سياسي با ضريب 0056/0 و اجتماعي با ضريب 0260/0 بر ساخت منـابعانساني به صورت مستقيم تأثير ميگذارد و تأثير جهاني شدن اقتصادي بـا ضـريب 0062/0- بـرساخت منابع انساني بهصورت معكوس است. بنابراين مي توان گفت جهانيشـدن در جنبـه هـايمختلف آن تأثير معناداري بر ساخت منابع انساني در كشورها دارد.

واژه هاي كليدي: جهاني شدن اجتماعي، جهانيشدن اقتصادي، جهانيشدن سياسـي،داده هـا ي پانل، ساخت منابع انساني.

دانشجوي دكتري مديريت دولتي گرايش مديريت منابع انساني، دانشكدة مديريت، دانشگاه تهران، ايران
استاديار دانشكدة مديريت و حسابداري دانشگاه خوارزمي، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 02/07/1392 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 06/11/1392 نويسندة مسئول مقاله: حمزه خواستار E-mail: Khastar@khu.ac.ir
مقدمه
طي دو دهة اخير، بيشتر جوامع تغييـرات گسـترده اي را تجربـه كـرده انـد . ايـن تغييـرات شـامل جهاني شدن صنايع، تشكيل شدن اقتصادهاي منطقه اي، شـكل گيـري اتحاديـه هـاي اسـتراتژيكبين المللي بين كشورها و شركت ها در صنايع و مناطق گوناگون، كاهش محدوديت هاي مهاجرت افراد و افزايش تنوع در محيط هاي كاري و پيشرفت هاي حيرت انگيز در حوزة ارتباطات است كـهدسترسي به اطلاعات را در هر زماني كه نياز باشد امكان پذير مي كند.
براي تطبيق با چنين وضعيتي، كشورها بايـد منـابع انسـاني متناسـب بـا فرهنـگ جهـاني را پرورش دهند و نگهداري كنند، اما پرورش چنين نيروي انسانياي به هيچ وجه كار ساده اي نيسـت(سانر، 2000)؛ چرا كه اين نيروي انساني بايد از توان انتقال و هم نوايي زيادي در مقابل تغييـراتدر سطح جهاني و در واقع با فلسفة جهاني شدن برخـوردار باشـد. بسـياري از كشـورها در زمينـة ساخت منابع انساني خود در عصر جهاني شدن با مشكل مواجه مي شوند؛ چرا كه سـرماية انسـانيآنها از بهره وري و اثربخشي لازم در رقابت جهاني برخوردار نيست (فهي، 2003). حتـي چنانچـه اين توانمندي ها در نيروي انساني كشوري موجود باشد، در عصر جهانيشدن اين ريسـك وجـوددارد كه نيروهاي انساني ماهر از وطن خود به كشور ديگري مهاجرت كنند كه امكانـات و سـطحرفاه بيشتري دارد. از اين رو نگهداري منابع انساني، عـلاوه بـر سـاخت آن، از اهميـت زيـادي در فرايند جهانيشدن برخوردار است.
جهاني شدن با ايجاد دگرگوني ها و تغييرات شـتابان، نقـش مهمـي در تأثيرگـذاري بـر منـابعانساني در كشورها و مناطق مختلـف جهـان داشـته اسـت. سـازمان هـاي دولتـي و خصوصـي وهمچنين شهروندان كشورهاي مختلف عميق ترين تأثيرات را از امواج جهاني شدن پذيرا بوده انـد . براي سنجش اين فرايند و تعيين جايگاه كشورها بر اساس ميزان جهانيشدن آنها، طي سال هاي اخير شاخص هايي توسط نهادهاي بين المللي طراحي شده اسـت كـه بـه بررسـي و انـدازه گيـريوضعيت كشورها از جنبه هاي مختلف جهـاني شـدن مـي پردازنـد . يكـي از ايـن شـاخص هـا كـه جهانيشدن را از سه جنبة اقتصادي، سياسي و اجتماعي بررسي مي كند، شاخص كوف1 اسـت . در اين نوشتار نيز از شاخص كوف براي سنجش ميزان جهاني شدن و تأثير آن بر شـاخص »سـاختمنابع انساني«2 آنها ميان 56 كشور منتخب در بـازة زمـاني 2005 تـا 2011 اسـتفاده مـي شـود .
رويكرد پژوهش كنوني اقتصادسنجي است و از روش تحليل داده هاي پانل3 و تحليـل رگرسـيون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
KOF
Building Human Resources (BHR)
Panel Data Analysis
تعميم يافته با روش GLS1 براي تجزيه وتحليل و آزمون فرضيه هاي پژوهش اسـتفاده مـي شـود . داده هاي اين پژوهش به صورت داده هاي پانل است. داده هاي پانل تركيبي از داده هاي مقطعي2 و سري زماني3 است ؛ يعني اطلاعات مربوط به داده هـاي مقطعـي طـي زمـان مشـاهده مـي شـود؛ بدين صورت كه چنين داده هايي دو بعد دارند، يك بعد آن بـه واحـدهاي مختلـف در هـر مقطـعزماني خاص اختصاص دارد و بعد ديگر آن به زمان مربو ط است.
در پژوهش كنوني نيز به بررسي رابطة بين جهـاني شـدن و سـاخت منـابع انسـاني پرداختـهمي شود. ساخت منابع انساني شاخصي است كه مؤلفه هاي اصلي بهداشت، سـلامت و آمـوزش را در كشور مد نظر قرار ميدهد و موفقيت سياست هاي حكومت ها را در اين زمينه ارزيابي مي كنـد . تحت تأثير جهانيشدن، اين سياست ها دچار تحول ميشوند و سطح شاخص ساخت منابع انساني تغيير مي يابد؛ يعني ميزان گرايش كشوري به جهاني شدن، مي تواند بر سـاخت منـابع انسـاني آنتأثير بگذارد. از آنجاكه شاخص ساخت منابع انساني، جزء شاخص هاي پايه اي هر كشور محسوب مي شود و سياست هاي مربوط به آن، جزء سياست هاي حياتي هستند، هر گونه تأثير جهاني شـدن بر اين شاخص كانون توجه پژوهشگران قرار دارد. بنابراين سؤال اصلي پژوهش حاضـر بـه ايـنصورت بيان مي شود، آيا جهانيشدن بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مد نظر تأثير مي گذارد؟ مشخصكردن رابطة بين سطح جهانيشدن و ساخت منابع انساني، ميتواند موجب افزايش درك ما از تأث يرات جهانيشدن در ابعاد گوناگون آن شود.
مبناي نظري پژوهش حاضر مبتني بر شاخص هايي است كـه چنـد نهـاد بـين المللـي ، ماننـد سازمان ملل متحد و بانك جهاني، هر ساله مقادير آن را در كشورهاي مختلف بررسي و محاسبه مي كنند. پژوهش پيش رو جهانيشدن را واقعيتي عيني و در حال رشد مي بيند، از اين رو فـارغ ازبحث ها و مجادله هاي سياسي كه مي توان در ادبيات پژوهش آنها را ره گيري كرد (درهر، اسـتورمو اورسپرانگ، 2008) به بررسي آن از ديدگاه شاخص كوف ميپردازد.
پيشينة پژوهش جهاني شدن
جهاني شدن هم اكنون در كانون توجه سياستگذاران، پژوهشگران و حتي شـهروندان عـادي قـراردارد. جهاني شدن واقعيتي است كه در عرصه هاي مختلف زندگي اجتمـاعي نفـوذ كـرده اسـت وتمامي كشورها و فرهنگ هاي گوناگون به ناچار با آن مواجه مي شوند (ابيلي، 1383). اين فراينـد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Generalized Least Squares
Cross Sectional
Time Series
تحت تأثير فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات بـه ميـزان زيـادي تقويـت شـده اسـت و طـي آنپيوندهاي بين جوامع در زمينه هاي اقتصادي، سياسي، علمي و فناوري دستخوش تغيير و تحـولشده اند (كاظمي، 1382: 429).
پـژوهش هـاي متنـوع (فالـك، 2002؛ بيركهـد، 2003) نشـ اندهنـدة آن اسـت كـه امـروزه جريان هاي مهم اطلاعاتي، اقتصادي و اجتماعي، متأثر از بازيگران و فعاليت هـاي جهـاني انـد . از نظر رابرتسون (1380) طي فرايند جهانيشدن، مناسبات اجتماعي به گونه اي فشرده مي شوند كـهحوادث اتفاق افتاده در يك منطقه يا يك كشور، تحت تأثير حوادثي با فاصلة بسـيار دورتـر از آنشكل گرفته اند. در عصر جهاني شدن شهروندان فقط تحت تأثير چارچوب هـا و مرزهـاي سياسـيدولت ملي نيستند، بلكه از الگوهاي بين منطقه اي و قارهاي نيز تأثير ميپذيرند (گرو، 1995).
بسياري از تغيير و تحولات ناشي از جهاني شدن اجتناب ناپذير و حتي برگشت ناپذيرند (بورباخ،
2009: 14)؛ به اين معنا كه در واقع هيچ كسي نمـي توانـد بـهطـور دقيـق پـيش بينـي كنـد چـهرخدادهايي پيش خواهد آمد. البته اغلب افراد دربارة اين نكته كه اين فرايند وارد مرحلـ ة ديگـريمي شود، اتفاق نظـر دارنـد (خـوش قـدم خـو و همكـاران، 1391؛ روگمـن و وربـك، 2010: 36).
ويژگي هاي جهاني شدن بدان معنا نيست كه استراتژي كشورها در برخـورد بـا آن بايـد منفعلانـهباشد؛ بلكه برعكس در چنين عصري كشورها بايد تلاش كنند كه سـازوكارهاي جهـانيشـدن را بشناسند و براي دستيابي به جايگاه مناسب در نظام جهاني تلاش كنند (مالك، 1384: 23).
بعد اقتصادي به مانند محور اصلي در فر ايند جهاني شدن عمل مي كند. جهانيشدن اقتصاد، بنا به تعريف، به معناي همگرايي جهاني در زمينة نيروي كار، بازارها، سياست هـا و گـردش سـرماية بين المللي است. امروزه شركت ها در سطح بينالمللي و جهاني بـه فعاليـت مـي پردازنـد و تـلاشمي كنند با تكيه بر مزيت هاي جهاني شدن، به منابع و عوامل توليد ارزان و باكيفيت در هـر جـايدنيا كه باشند، دست پيدا كنند (رحيمي و شكاري، 1386). آرمان اصلي در جهاني شدن اقتصـادي ، بي معناكردن مرزهاي جغرافيايي براي تبادلات اقتصادي است، در واقـع هـدف غـايي آن تبـديلاقتصاد بين المللي به يك اقتصاد واحد جهاني است (اخوان زنجاني، 1381: 72).
طي فرايند جهاني شدن اقتصاد، قيمت كالاها، دستمزد كارگران و ارزش دارايي ها و مقدار سود به صورت همگون درخواهد آمد. همچنين رابطة اقتصادي و درهم تنيدگي كشـورها بسـيار بيشـترخواهد شد. از اين رو نقش شركت هاي چندمليتي و فرامليتي در اقتصاد جهاني بسـيار برجسـته وپررنگ مي شود (جوادي، 1382). اغلب پژوهشگران ليبرال به مزاياي باز بودن اقتصادها و رشـد وتوسعه از طريق تجارت جهاني اشاره مـي كننـد، از ايـن رو درصـددند ايـن رويكـرد را در تمـاميكشورها غالب كنند (آدامز، 2008؛ ميلز، 2009). هرچند در اين مسير نابرابري ها بيشتر مـي شـود،اين گروه چنين پيامدهاي منفي را به دليل مزيـت افـزايش كـارا يي جهـاني ، ناديـده مـي انگارنـد(سودرستن، 1384).
دومين مؤلفة جهاني شدن در پژوهش حاضـر »جهـاني شـدن سياسـي« اسـت . طـي فراينـد جهانيشدن سياسي، عرصـة ارتباطـات و كـنش هـاي سياسـي از چـارچوب مرزهـاي سياسـي وجغرافيايي فراتر مي رود. كاستلز بر اين باور است كه طي فرايند جهـاني شـدن سياسـي، اتفاقـاتيمانند از دست رفتن حاكميت هاي ملي و ايجاد هويت هاي جديد رخ مي دهد. وي علت اصلي ايـن تحولات را فناوري هايي مي بيند كه جامعة شبكه اي را ايجاد كرده و به توسعة آن كمك مي كننـد (كاستلز، 1382). هم اكنون بسياري از تظاهراتي كه در سطح خيابانها و ميدان هـا در كشـورهاي پيشرفتة جهان صورت ميگيرد (مانند انواع اعتراض به مسائل محيط زيسـت )، از طريـق اينترنـت سازماندهي ميشود. برقراري گفت وگو، كار مشترك آنلاين و انتشار خيلـي سـريع گـزارش هـايگردهمايي، همه صورت تازه اي از »دموكراسي تدريجي« را به وجـود آوردهانـد كـه در آن فاصـلة جغرافيايي حتي زماني ميان شهروندان و نمايندگان آنها تقليل مييابد (محسني، 1386: 170).
اغلب نهادهاي سياسي هم اكنون داراي وب سايت هستند و از طريق سيستمهاي نظردهي بـه كاربران امكان ميدهند كه ديدگاه هاي خود را در زمينة فعاليت هاي سياسي و قانون گذاري از هـر جاي دنيا و در هر زماني مطرح كنند. اين كار در بلندمدت زمينة توسعه و تكثر سياسـي را فـراهم ميآورد و مشاركت شهروندي الكترونيك را نهادينه مي كنـد. توانـايي هـاي نـوين فضـاي تبـادلاطلاعات، در قدرت دهي بيشتر به شهروندان در مقابل نهادهاي ادارهكننده در جامعه، اين بحث را مطرح ميكند كـه جهـان بـه تـدريج شـاهد شـكل گيـري پـارادايم نـويني بـا نـام »دموكراسـي الكترونيك«1 خواهد بود (بل، 2004: 71).
جهاني شدن سيـاسي مي تواند بر سياست ها و همچنين كيفيت ساخت منابع انساني تأثيرگـذارباشد؛ جهاني شدن سياسي موجب مي شود كه نقـش عوامـل بـين المللـي در نظـام هـاي سياسـي
كشورها برجسته تر شود. از اين رو پيچيدگي سياست ها در مرحلة تدوين، اجـرا و ارزيـابي ، بيشـتر مي شود. به سبب اين پيچيدگي، ساخت منابع انساني تحت تأثير مؤلفه هاي بيشتري قرار مي گيـرد و دستيابي و حفظ آن در سطح مناسب بسيار سخت خواهد شد.
سومين جنبة جهاني شدن در پـژوهش حاضـر ، جهـاني شـدن اجتمـاعي اسـت . جهـاني شـدن اجتماعي به ميزان ارتباطات اجتماعي و فرهنگي بين جوامع اطلاق مـي شـود . محققـان بـر ايـن باورند كه فضاي سايبر موجب نزديك شدن توده هاي مردم ميشود. فناوري هاي اطلاعاتي نـوين با ايجاد تحول كيفي در روابط اجتماعي، موجب شده است تا جهان وراي تقسيمات سني، طبقـه ،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. E-Democracy
جنسيت و نژاد، به سوي »جامعة اطلاعاتي«1 حركت كند. مجاورت فرهنگي و رشـد ارتبـاط بـين مردم، مفهوم حوزة عمومي را بسيار برجسته تر از گذشته كرده است. حوزة عمومي، قلمرويي است كه شهروندان در آن با مهم ترين مسائل روزمرة زندگي شان سـروكار پيـدا مـي كننـد و در شـكل آرماني، دربارة آنها باهم به توافق مي رسند. فناوري هاي ارتباطي جديـد در ظهـور حـوزة عمـومي نقش مهمي را ايفا مي كنند. به اعتقاد هابرماس (1989) ارتباطات، زمينه و ابزار لازم براي تشكيل »جمع«2 را فراهم مي آورد؛ »جمع« قادر است تا مهم ترين مسائل روز خود را بـه بحـث بگـذارد ، نسبت به آنها واكنش نشان دهد و بر اساس آنها رفتار كند.
از نظر منتقداني چون چامسكي (1999)، در جامعة اطلاعاتي جايي براي پنهـان شـدن وجـود ندارد! به باور ويلكن (1381) تحولات ناشي از فناوري نوين اطلاعات در اقتصاد جهاني، درنهايت به تقويت الگوهاي موجود سلسله مراتبي و نـابرابري منجـر خواهـد شـد؛ مگـر آنكـه گـروه هـاي اجتماعي تابع و زيردست، قادر به مقابله با اين روند باشند؛ بنابراين آنچه اكنون ضروري بـه نظـر مي رسد، ايجاد و توسعة گونـه هـايي از سـنت هـاي نـوين اجتمـاعي اسـت تـا بتوانـد رفتارهـاي مشاركت جويانه و همكاريآميز را در محيطهاي توليد و تبادل اطلاعـات تقويـت كنـد و شـرايط اطمينانبخشي را براي همة طرفها به وجود آورد (اولسن، 2000).
جهاني شدن اجتماعي سبب مي شـود تحـولات عمـده اي در زمينـة ارزش هـاي نيـروي كـار ، جابه جايي نيروهاي انساني در بين كشورها و مناطق مختلف جهان و همچنين قوانين و مقـررات كار در كشورها اتفاق بيفتد. به اين ترتيب، نوع جديدي از مديريت بين المللي منـابع انسـاني بـراي شركت هاي چندمليتي كه نيروي كار خود را از نقاط مختلف جهـان اسـتخدام مـي كننـد، الزامـي مي شود. در چنين وضعيتي، دولت ها و شركت ها بايد خود را براي گونة جديدي از بازارهاي نيروي كار آماده كنند.
سنجش ميزان جهاني شدن
روش هاي متعددي براي سنجش ميزان جهـاني شـدن وجـود دارد ، امـا عمومـاً در پـژوهش هـايگوناگون براي سنجش ميزان جهاني شدن، از شاخص كـوف اسـتفاده مـي شـود . شـاخص كـوفجهاني شدن را از سه جنبة اقتصادي، سياسي و اجتماعي مي سنجد. مقادير هر يـك از ايـن ابعـادسه گانه براي كشورهاي مختلف ميتواند بين صفر تا 100 باشد. هرچه ايـن مقـدار بيشـتر باشـد، درجة بالاتري از جهاني شدن در آن كشور را نشان مي دهد (درهر، 2006 الف).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
12. Public. Information Society
جهاني شدن اقتصادي: جهاني شدن اقتصـادي ، بـه جريـان يـافتن كالاهـا، سـرمايه، خـدمات واطلاعات در ابعاد جغرافيايي بزرگ اطلاق مي شود. اين شاخص از طريق جريان واقعي تجـارت وسرمايه گذاري و محدوديت هايي محاسبه مي شود كه براي تجـارت و سـرمايه (ماننـد تعرفـه هـا) تعريف شده است.
جهاني شدن سياسي: اين شاخص از طريق ارزيابي تعداد سفارتخانه ها و هيئـت هـاي عـالي دريك كشور، تعداد سازمان هاي بين المللي كه يك كشور در آن عضويت دارد، تعداد مأموريت هـايصلح آميز سازمان ملل متحد كه يك كشور در آن شركت داشته است و تعداد معاهدات بين المللي كه يك كشور از سال 1945 ميلادي امضا كرده است، محاسبه مي شود.
جهاني شدن اجتماعي: شاخص جهاني شدن اجتماعي از طريق سه دسـته از نشـانگرها ارزيـابيمي شود. اولين دسته شامل تماس هاي شخصي، مانند ميزان استفاده از تلفن و سطح گردشـگرياست. دومين شاخص جريان اطلاعات مانند تعداد كاربران اينترنت است. سومين شاخص سنجش جهاني شدن اجتماعي نيز مجاورت فرهنگي1 است كه براي مثال از طريق ميزان تبادل كتـاب يـاتعداد فروشگاه هاي لوازم خانگي IKEA محاسبه مي شود (درهر، گاتسون و مارتنز، 2008).
شاخص جهاني شدن كوف در سال 2012 بر اساس ابعاد و درصدهايي محاسبه ميشود كه در جدول 1 درج شده است.
جدول 1. روش شناسي محاسبة شاخص جهاني شدن
درصد شاخص
36 الف. جهاني شدن اقتصادي
50 الف. 1. جريان هاي واقعي
21  تجارت (بر اساس درصد از GDP)؛
28  سرمايه گذاري مستقيم خارجي (بر اساس درصد از GDP)؛
24  سرمايه گذاري پورتفو و سهام (بر اساس درصد از GDP)؛
27  پرداخت درآمد به مليت هاي خارجي (بر اساس درصد از GDP).
50 الف. 2. محدوديت ها
24  محدوديت هاي پنهان واردات؛
27  درصد متوسط تعرفه ها؛
26  ماليات بر بازرگاني بين الملل (درصد از درآمد كنوني)؛
23  محدوديت هاي حساب هاي سرمايه اي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Cultural Proximity
ادامة جدول 1
درصد شاخص
37 ب. جهاني شدن اجتماعي
34 ب. 1. داده ها در زمينة تماس هاي فردي
25  ترافيك تلفن؛
4  ترانسفر (بر حسب درصد از GDP)؛
26  گردشگري بين الملل؛
21  جمعيت خارجي (درصد از كل جمعيت)؛
25  نامه هاي بين المللي.
35 ب. 2. داده هاي جريان اطلاعات
33  تعداد كاربران اينترنت (به ازاي هر 1000 نفر)؛
36  تلويزيون (به ازاي هر 1000 نفر)؛
32  تبليغات در روزنامه ها (درصد از GDP).
31 ب. 3. داده هاي مجاورت فرهنگي
44  تعداد رستوران ها ي مك دونالد؛
45  تعداد فروشگاه هاي IKEA؛
11  فروش و بازرگاني كتاب.
26 ج. جهاني شدن سياسي
25  تعداد سفارت خانه ها در كشور؛
28  عضويت در سازمان هاي بين المللي؛
22  مشاركت در مأموريت هاي شوراي امنيت سازمان ملل؛
25  معاهدات بينالمللي.

منابع انساني در عصر جهاني شدن
به باور بسياري از پژوهشـگران و صـاحب نظـران (مـايكونيخ، 2003؛ شـولر و جكسـون، 1999)، امروزه نيروهاي انساني كشور و در واقع سرمايه هاي انساني آن، مهم ترين عامل توليـد و توسـعة ملي هستند. منابع انساني سرچشمة اقتصاد و توليد كشورها به شمار مي روند و مولد و پديدآورنـد ة اقتصاد شكوفا در جامعه اند. فض اي جهاني شدن به گونه اي است كه منابع انساني به محـور اصـليارزش آفريني براي سازمان ها و كشورها مبدل شده است. اقتصاد در عرصة جهاني بـه كاركنـان ودانشگراني (دراكر، 1999) نياز دارد كه از لحاظ مهارت هاي علمي و تخصصي در سـطوح بـالاييقرار داشته باشند (كيتاگاوا، 2005: 2).
مطالعة تأثيرات فرايند جهاني شدن و منابع انساني كشورها از اهميت بالايي برخوردار است. در پژوهش حاضر، مفهوم »ساخت منابع انساني« براي اشاره به سياست هـاي دولـت بـراي توسـعة نيروي انساني سالم، آموزش ديده و داراي استاندارد كيفيت زندگي بالا، استفاده شده است. چنـين سياست هايي، بنياد اصلي ايجاد سرماية انساني و آموزش هاي تخصصيِ كشور را شكل مي دهنـد .
منابع انساني هم اكنون ارزشمندترين دارايي كشورها هستند و دولت ها انتخابي جز سرمايه گـذاريدر زمينة منابع انساني خود ندارند. ترديدي نيست كه تمامي سياستگذاران و نهادها و سازمان هاي دولتي، هريك درگير فرايند ساخت منابع انساني در سطح ملي هستند و بايد در آن شـركت كننـد(واگنر، 2000). نقش برنامه ريزي و ساخت منابع انساني در سـطح ملـي، فقـط بـه مثابـة يكـي ازوظايف عادي سياستگذاران مطرح نيست؛ بلكه آنها بايد (بـه ماننـد بخـش خصوصـي) رويكـرديراهبردي به اين مقوله داشته باشند (غلام زاده و جلالي، 1391)؛ بنابراين مديريت راهبردي منـابعانساني در سطح ملي، يكي از الزامات اصلي مديريت دولتي در عصـر جهـاني شـدن خواهـد بـود.
مديران دولتي بايستي تأثير عوامل محيطي مانند جهاني شـدن را بـر منـابع انسـاني كشـور خـود شناسايي كنند و از اين طريق به ساخت و تصويرپردازي از آيندة نيروهاي انساني در سـطح ملـيبپردازند (اسـتون، 2010)؛ چـرا كـه رقابـت پـذيري كشـور (پـورتر، 1990) و موفقيـت در سـطحبين المللي، بستگي به نيروهاي انساني آن دارد (استون، 2010). كشورهايي كه در مقايسه با ساير رقباي خود از افراد توانمند و سرمايه هاي انسـاني مناسـب برخوردارنـد، در رقابـت بـراي كسـببازارهاي جهاني و افزايش قدرت بين المللي، مي توانند به موفقيت بيشتري دست يابند و خود را با امواج تغيير و تحول فناوري هماهنگ كنند (بيرنه، 1999).
جهانيشدن مي تواند چالش هاي متعددي را براي فرايندهاي ساخت و مديريت منـابع انسـانيدر كشورهاي مختلف ايجاد كند. براي مثال فرايند جهـاني شـدن ، نيـروي كـار مـاهر را تحريـكمي كند كه مانند جريان سرمايه، از سراسر جهان به سمت مراكزي كه بهترين بازگشت و آينده را دارند، عمل كند. براي نمونه، مدارس انگليسي معلماني از استراليا و سنگاپور را استخدام مي كنند.
وكلاي استراليايي نيز به نقاط ديگري از جهان مي روند و اين، كمبود وكلاي تجـاري در اسـتراليارا به وجود ميآورد. به علاوه مهاجرت افراد دانشگاهي و تحصيل كرده سـبب افـت دانشـگاه هـا ي بسياري از كشورها ميشود (مايكونيخ، 2003).
تحت تأثير نيروهاي جهانيشدن، اين فرض كه تمام نيازهاي منابع انساني آينـدة سـازمان رامي توان از طريق نيروي داخلي سازمان تأمين كرد، غيرواقعي جلوه ميكند. اين امر بهويژه بـرايشركت هاي بين المللي اي صدق مي كند كه با بازار جهاني روبه رو هستند. بدين ترتيب سـازمانهـابايد به بازار نيروي كار خارجي (محلي، منطقه اي، ملي و بين المللي) متصل شوند. بنابراين، مـديرمنابع انساني بايد به تغييرات جمعيت شناختي مانند پيري جمعيت1 پاسخ دهد. براي مثال، نيـرويكار كشورهاي استراليا، هنگ كنگ، ژاپن، سنگاپور، كرة جنوبي، تايوان و ايـالات متحـدة آمريكـا ، همگي با اين مشكل مواجه اند. بيش از 12 درصد از جمعيت ژاپن بالاي 65 سال سن دارند و اين كشور هم اكنون پيرترين كشور دنيـا بـه شـمار مـي رود. ايـن مسـئله بـا درصـد پـايين زاد و ولـدتركيب شده است؛ بدين معناكه نسبت افراد بالاي 65 سال اين كشور در پنجاه سال آينده به بيش از 20 درصد خواهد رسيد. اروپا نيز با چنين مشكل جمعيتي روبه روست؛ در سـال 2020 بـيش ازيك سوم افراد بزرگسال، بالاي 60 سال خواهند بود. تركيب پيري نيروي كار با كمبود نيروي كار ماهر، كارفرمايان را وادار مي كند تعداد بيشتري از افراد مسن را استخدام كنند. نيروي كار مسـن،شركت ها را مجبور خواهد كرد كه تقريباً تمام جنبـه هـاي سـازماندهي شـان را بـازنگري كننـد ودرعين حال فرصتهاي ارتقا را براي كاركنان مسن نگه دارند (اتواتر، 1995).
يكي از چالشهاي ديگر منابع انساني در عصر جهاني شدن »بازار اسـتخدام جهـاني« اسـت؛براي مثال شركتهايي در انگلستان، استراليا و نيوزيلند، به طـور روزافـزون بـه سـمت اسـتخدامكاركنان از بازارهاي جهاني ميروند و شركتهايي كه در دهههاي هشـتاد و نـود بـراي كـاهشنيروهاي اصلي خود تغيير ساختار داده اند، به برون سپاري و سـيل عظـيم نيروهـاي مـوقتي روي ميآورند. سازمانهاي بزرگتر، ستادي كامل را براي تلاشهاي بينالمللي استخدام ميكنند. براي مثال، جبران خدمات مأموران خارجي، مستلزم درك فوقالعادهاي درخصـوص عـدالت پرداختـي،قوانين خارجي جبران خدمات و فرهنگ آنان است (طيب، 2005).
اهميت نيروهاي انساني كشورها در جهان معاصر بسيار مشهود است. از اين رو سياستگذاران درپي يافتن روش هايي هستند تا منابع انساني كشور خود را شكل دهند و از طريق نگهداري آنها به مزيت رقابتي ملي دست پيدا كنند. براي ارزيابي روش هاي ساخت منابع انساني شاخص هـاييوجود دارد. يكي از اين شاخص ها كه در پژوهش كنوني نيز استفاده شـده اسـت، شـاخص بانـكجهاني است كه در ادامه روش سنجش آن بررسي ميشود.
سنجش ميزان ساخت منابع انساني در كشور
شاخص ساخت منابع انساني بهارزيابي آن دسته از سياست هاي ملـي و خـدمات بخـش دولتـي وخصوصي مي پردازد كه بر دسترسي به اين موارد تأثيرگذارند: الف) خدمات تغذيه و سلامت شامل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Ageing population
ســلامت جمعيتــي و بــاروري؛ ب) برنامــه هــاي آمــوزش، ســوادآموزي و مهــارت آمــوزي؛ ج) پيشگيري و درمان بيماري هاي ايدز، سل و مالاريـا . ايـن مـوارد برنامـه هـاي رشـد كودكـانخردسال1 را دربرمي گيرد و شامل برنامه هاي رسمي و غير رسمي سلامت، تغذيه و آموزش بـرايكودكان زير شش سال است. اين شاخص مي تواند مقداري بين يك تا شش داشته باشـد . هرچـهميزان شاخص بيشتر باشد، سطح سياست هاي ساخت منابع انساني بالاتر است.
با توجه به اين مؤلفه ها، شاخص ساخت منابع انساني با »شاخص توسعة انساني«2 كه برنامـة توسعة سازمان ملل متحد (UNDP) پيشنهاد داده است، تفاوت دارد. شاخص توسعة انسـاني سـهمؤلفة بهداشت، آموزش و استاندارد زندگي را بررسي مي كند. تفاوت اصلي شـاخص هـاي سـاخت منابع انساني و توسعة انساني در روش شناسي و شيوة محاسبة مقادير بـراي كشـورهاي مختلـف است (برنامة توسعة سازمان ملل متحد، 2013).
با توجه به بررسي ادبيات پژوهش در زمينة جهانيشدن و سـاخت منـابع انسـاني، مـي تـوانفرضية اصلي پژوهش را به اين ترتيب بيان كرد:
 جهاني شدن بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
با توجه به ابعاد سه گانة جهانيشدن كه در پژوهش كنوني مد نظر است، فرضيه هـاي فرعـيپژوهش به ترتيب زير مطرح مي شوند:
جهانيشدن سياسي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير ميگذارد.
جهاني شدن اقتصادي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
جهاني شدن اجتماعي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
روش شناسي پژوهش
پژوهش هاي تجربي متعددي در زمينة تأثير جهانيشـدن بـر متغيرهـايي ماننـد رشـد اقتصـادي،مخارج دولت (درهر، استورم و اورسپرانگ، 2008)، خط مشـي هـاي اجتمـاعي (درهـر، 2006ب)، رفاه ملي (گرت و ميشل، 1999) و فساد اداري (لالونتاس، 2011) انجام گرفتـه اسـت. بـه دليـلماهيت اين پژوهش ها، اغلب آنها از روش هاي مقـداري بـراي بررسـي فرضـيه هـاي خـود بهـره برده اند. روش پژوهش حاضر نيز از نوع روش هاي اقتصادسـنجي و مقـداري اسـت. در پـژوهشحاضر، مدل پيشنهادي از طريق داده هاي پانل و با استفاده از روش GLS بررسي مي شود (مادالا و لاهيري، 2006). داده هاي پانل ترك يبـي از داده هـاي مقطعـي و سـر ي زمـاني هسـتند، يعنـي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Early Child Development (ECD)
Human Development Index
اطلاعات مربوط به داده هاي مقطعي در طول زمان مشاهده مي شود. چنين داده هايي دو بعد دارند كه يك بعد آن به واحدهاي مختلف در هر مقطع زماني خاص اختصاص دارد و بعد ديگر به زمان مربوط مي شود. با توجه به محدوديت هاي موجود در استفاده از الگوهاي سري زماني در دوره هاي كوتاه، به دليل محدوديت هاي آماري موجود، استفاده از روش داده هاي پانل براي تلفيق داده هـايمقاطع و گروه هاي مختلف در يك سري زماني بسيار مفيد است (گرين، 2006).
در مقالة حاضر، داده هاي مربوط به شاخص ساخت منابع انساني از وب سـا يت بانـك جهـانياستخراج شده است1. داده هاي مربوط به ابعاد جهاني شدن نيـز از وب سـا يت جهـاني شـدن درهـربه دست آمد2.
داده هاي پژوهش كنوني، داده هاي پانل 56 كشور بـين سـال هـاي 2005 تـا 2010 هسـتند .
استفاده از دادههاي پانل نسبت به داده هاي صرفاً مقطعـي يـا صـرفاً سـري زمـاني، مزيـت هـايفراواني دارد. نخست اينكه دادههاي پانل، ناهمسانيهاي فـردي را مـد نظـر قـرار مـي دهـد و از تخمينهاي اشتباه جلوگيري ميكند. دومين مزيت داده هاي پانل اين است كـه داراي اطلاعـاتغنيتر، همخطي كمتر و كارايي بالاتري هستند. علاوه براين، داده هـاي پانـل مـي توانـد پويـاييتغييرات را بهتر از روش سري زماني يـا روش مقطعـي محاسـبه كنـد. درنهايـت، بـا اسـتفاده ازروش هاي داده پانل، ميتوان مدل هاي پيچيدة اقتصادي را مطالعه كرد.
در پژوهش كنوني به جاي فرضيه هاي پژوهش به الگوي پژوهش اشاره مي شود؛ چرا كـه درپژوهش هاي اقتصادسنجي از الگو يا مدل براي بررسي رابطة رگرسيوني استفاده مي شود. در ايـنپژوهش الگويي به كار ميرود كه در آن شاخص ساخت منابع انساني (BHR) متغير وابسته اسـتو ابعاد جهاني شدن، شامل جهاني شدن اجتماعي، جهاني شدن اقتصادي و جهـاني شـدن سياسـي ، متغيرهاي مستقل در نظر گرفته ميشوند.
بنابراين مدل پژوهش حاضر به صورت زير تعريف مي شود.
مدل 1) 3 +2 +1 + 0 =
كه در اين مدل؛ BHR نشان دهندة شاخص ساخت منابع انساني، EG نشان دهندة جهـاني شـدن اقتصادي، PG نشان دهند ة جهاني شدن سياسي و SG نشان دهندة جهاني شـدن اجتمـاعي اسـت؛ انديس هاي i و t نيز بيان كنندة كشور و سال هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
http://data.worldbank.org/indicator/IQ.CPA.HRES.XQ (2013-09-28). (World Bank, IDA
)3102
http: //globalization.kof.ethz.ch/ (2013-09-28) (Dreher 2006a; Dreher et al., 2008)
يافتههاي پژوهش داده هاي توصيفي
همان گونه كه در بخش روش شناسي بيان شد، داده هاي پژوهش حاضر از نـوع دادة پانـل اسـت .
اين داده ها از 56 كشور در سطح جهان گردآوري شده اند. جدول 2 به بيـان توصـيفي متغيرهـايپژوهش مي پردازد.
جدول 2. يافته هاي توصيفي در زمينة متغيرهاي پژوهش
حداكثر حداقل انحراف استاندارد ميانگين تعداد مشاهده نام متغير
79/07 22/75 12/87 50/22 336 جهاني شدن اقتصادي
92/21 21/19 17/52 58/44 444 جهاني شدن سياسي
59/37 14/44 11/00 30/77 444 جهاني شدن اجتماعي
4/5 1 0/62 3/44 511 ساخت منابع انساني

بر اساس يافته هاي جدول 2، تعداد مشاهدات شاخص ساخت منـابع انسـاني 511 داده از 56 كشور است. ميانگين اين دادهها برابر 44/3 و انحراف استاندارد آنها 62/0 محاسـبه شـده اسـت .
حداقل مقدار ساخت منابع انساني برابر 1 (زيمبابوه، 2009) و حداكثر مقدار آن برابر 5/4 (بوتـان،سريلانكا، گرجستان، غنا، نپال و روآندا) است.
همچنين ميانگين دادههاي جهـاني شـدن اقتصـادي برابـر 22/50 و انحـراف اسـتاندارد آنهـا87/12 است. حداقل مقدار جهاني شدن اقتصادي برابر 75/22 (رواندا، 2006) و حداكثر مقـدار آنبرابر 07/79 (گرجستان، 2010) است.
ميانگين دادهها ي جهاني شدن سياسي برابر 44/58 و انحـراف اسـتاندارد آنهـا 52/17 اسـت . حداقل مقدار جهانيشدن سياسي برابر 19/21 (بوتان، 2005) و حـداكثر مقـدار آن برابـر 21/92 (هندوستان، 2010) است.
بر اساس داده هاي پژوهش ميـانگين داده هـاي جهـاني شـدن اجتمـاعي نيـز برابـر 77/30 و انحراف استاندارد آنها 00/11 است. حداقل مقـدار جهـانيشـدن اجتمـاعي برابـر 44/14 (نيجـر،2005) و حداكثر مقدار آن برابر 37/59 (مولداوي، 2009) است.

همبستگي بين متغيرهاي مدل
رابطة همبستگي بين دو متغير نشان ميدهد كه با تغيير يكي از متغيرها، متغير ديگر به چه ميزان تغيير پيدا خواهد كرد. در اين پـژوهش همبسـتگي بـين متغيرهـاي مـدل بـا اسـتفاده از آزمـونهمبستگي پيرسون محاسبه شد. نتايج محاسبة همبستگي در جدول 3 مشاهده مي شود.
جدول3. همبستگي بين متغيرهاي پژوهش

جهاني شدن جهانيشدن جهاني شدن ساخت
اقتصادي سياسي اجتماعي منابع انساني
0/069
0/205 0/532**
0/000 -0/261**
0/000 1 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
اقتصادي
336 336 336 336 تعداد 0/053
0/269 -0/096*
0/042 1 -0/261**
0/000 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
سياسي
438 444 444 336 تعداد 0/416**
0/000 1
-0/096*
0/042 0/532**
0/000 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
اجتماعي
438 444 444 336 تعداد 1
0/416**
0/000 0/053
0/269 0/069
0/205 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان ساخت منابع انساني
511 438 438 336 تعداد ** نشان مي دهد كه رابطة همبستگي در سطح اطمينان 01/0 معنادار است.

داده هاي اين جدول نشـان مـيدهـد كـه بـين متغيـر جهـاني شـدن اقتصـادي و متغيرهـايجهاني شدن سياسي (261/0-) و جهاني شدن اجتماعي (532/0) رابطـة همبسـتگي معنـاداري درسطح اطمينـان يـك درصـد وجـود دارد. همچنـين بـين متغيـر جهـاني شـدن سياسـي و متغيـر جهانيشدن اجتماعي رابطة معناداري (096/0-) در سطح اطمينان 5 درصـد مشـاهده مـي شـود. درنهايت، بين متغير جهاني شدن اجتماعي و ساخت منـابع انسـاني رابطـة معنـاداري (416/0) در سطح اطمينان يك درصد گزارش شده است.
تخمين مدل
در ادامه به تخمين دادههاي تركيبي تأثير شاخص جهاني شدن بر ساخت منـابع انسـاني پرداختـهميشود. در روش تخمين دادههاي تركيبي، هر كدام از متغيرها در يك معادلـه جداگانـه (معادلـهاول و سوم) وارد مدل ميشوند. هدف از اين كار محاسبه و تخمين مدل براي هـر كـدام از ايـنمتغيرها است. نهايتاً كل متغيرها در قالب معادلة چهارم وارد مدل مي شوند. جـدول 4 نتـايج ايـنكار را نشان ميدهد.
جدول4. نتايج تخمين داده هاي تركيبي



قیمت: تومان


پاسخ دهید