ددوی دانشكدة مديريت دانشگاه تهران
دورة 6، شمارة 2 تابستان 1393 ص. 248-227

تأثير اعتماد بر شكوفايي نوآوري در شهرها: مطالعة پارك علمي و
فناوري پرديس تهران
اميدعلي خوارزمي1، امين ندايي2
چكيده: هدف اين پژوهش تعيين عوامل مؤثر بـر اعتمـاد و بررسـي تـأثير اعتمـاد در ارتقـاينوآوري در شهرها مبتني بر مطالعة پارك علمـي و فنـاوري پـرديس اسـت. روش تحقيـق ايـنپژوهش آميختة تبييني است كه مطالعـات كمـي و كيفـي را دربرمـي گيـرد و بـر مبنـاي تفكـرسيستمي انجام مي شود. جامعة آم اري آن شامل 105 نفر از كارشناسان پارك علمـي و فنـاوريپرديس است و در اين ميان 68 نفر به عنوان نمونـه، از طريـق نمونـه گيـري تصـادفي، انتخـابشدند. اطلاعات به دست آمده از مطالعات كمي (پرسشنامه با آلفاي كرونباخ 825 درصد) از طريق آناليز توصيفي و استنباطي و همچنين اطلاعات به دست آمده از مطالعة كيفي (مصاحبه بـا 8 نفـراز كارشناسان پارك) از طريق كُدبندي و آناليز موضوعي تحليـل و مـدل نهـايي مطـابق نتـايجتحليل ها ترسيم شد. نتايج به دست آمده از پژوهش نشان مي دهـد كـه عوامـل مختلفـي، ماننـد نهادهاي قضايي كارآمد، شفافيت اطلاعات در جامعـه، جلـوگيري از رانـت اطلاعـاتي و قـوانينحمايتي، بر اعتماد تأثير بسيار زيادي دارند و همچنين اين عوامل با تقويـت اعتمـاد، در ارتقـايبرخي از شاخصهاي نوآوري در شهرها مؤثرند.

واژه هاي كليدي: اعتماد، پارك علمي و فناوري پرديس، تفكر سيستمي، تهران، نوآوري.

استاديار گروه مديريت شهري، دانشكدة ادبيات و علوم انساني، دانشگاه فردوسيِ مشهد، مشهد، ايران
كارشناس ارشد مديريت شهري، دانشكدة ادبيات و علوم انساني، دانشگاه فردوسيِ مشهد، مشهد، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 22/02/1392 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 19/12/1392 نويسندة مسئول مقاله: امين ندايي
E-mail: Amin_nedai@yahoo.com
مقدمه
نوآوري خلق يك محصول، دانش، يا خدمات جديد با استفاده از علم يا دانش تكنولوژيكي جديـديا موجود است كه درجهاي از تازگي را فراهم ميكند (گالانـاكيس ، 2006) و در واقـع، فرآينـد ي است پيچيده به منظور تبديل ايدههاي خلاقانه بـه محصـولات و خـدمات نـو (توشـمن و اريلـي،2002). شهرها براي ارتقاي نوآوري بستر مناسبي به شمار مي روند. مديران شهري مي تواننـد، بـامهياكردن شرايط مناسب براي ايجاد نوآوري، مزيت رقابتي را در عصر جهاني شـدن بـراي شـهرخود به ارمغان آورند. بنابراين، بايد بخشهاي مختلف مؤثر بر نوآوري در شهرها شناسـايي شـود،زيرساختهايِ هر بخش تعيين شود، و در نهايت، عوامل مؤثر بر هر زيرساخت مشخص و روابط ميان عوامل مؤثر و زيرساخت مورد نظر تبيين شود. با توجه به مطالعات انجـام گرفتـه ، مشـخصشده است كه بخشهاي مختلفي بر نوآوري تأثير مي گذارند، ازجملـه بخـش فرهنگـي (هاجـت،2006 و هافستد، 1980)، بخش قانوني (سلامي و گـودرزي، 2006) ، بخـش فيزيكـي (گراهـام،
2005)، و بخش اقتصادي (اتكوويچ، 2005). اين بخش ها از هم تأثير ميپذيرند و بـر هـم تـأثيرمي گذارند، مثلاً اگر يكي از زيرساختهاي بخش قانوني، مانند حقوق مالكيت معنـوي، از كـاراييمناسبي برخوردار باشد، مي تواند بر بخش فرهنگي تأثيرگذار باشد يا مي توانـد بخـش فيزيكـي رابهبود بخشد يا اگر يكي از زيرساختهاي بخش فيزيكي، مانند وسايل ارتباطي، در سطح ايده آلي باشد، شرايط را براي تقويت بعضي از زيرساختهاي بخش فرهنگي مهيا مي كنـد . بـا توجـه بـهاينكه بخش فرهنگي براي توسعه و تقويت فعاليتهاي نوآورانـه نقـش محـوري دارد، وجـود آنبراي تقويت فرآيند نوآوري ضروري است. بخش فرهنگي نوآوري از زيرساختهاي كلي تشـكيلشده است، مانند اعتماد (سلامي و گودرزي، 2006)، مشاركت (مـوريس، 2009؛ هاجـت، 2006؛ هافسـتد، 1980)، و ريسـك پـذيري (ميهـت، 2012؛ كرزنـر، 2003: 20). بـا توجـه بـه اهميـت زيرساختهاي فرهنگي و نقش محوريِ زيرساخت اعتمـاد در ارتقـاي نـوآوري و آگـاهي از ايـنموضوع كه نوآوري موتور محركة توسعة اقتصادي است، لازم است كشورهـاي در حـال توسـعه،براي تسهيل انجام دادن فعاليتهاي نوآورانه، عوامل تقويت كنندة اعتمـاد را در شـهرها شناسـاييكنند و ارتباط اين عوامل را با يكديگر و با اعتماد تبيين نمايند (شريف، 2006: 750). شهر تهران نيز، با توجه به پتانسيل بالاي انساني و داشتن مراكزي كه مولد نـوآوريانـد، ماننـد دانشـگاه هـا،پارك علمي و فناوري، مراكز رشد، و مراكز كارآفريني گامهاي خوبي در جهت ارتقاي اعتمـاد بـهمنظور توسعة نوآوري برداشته است. البته، با توجه به تحقيقات انجام شده در دو پروژة جداگانـه دربارسلون و مونترال (كوهندنت و همكاران، 2011)، پاركهاي علمي و فناوري مهـم تـرين مركـزنوآوري در شهرها تعيين شده اند. با توجه به اين موضوع، پژوهش حاضر متمركز شـده اسـت بـرپارك علمي و فناوري پرديس تهران. در اين پژوهش تلاش شد تـا بـا بررسـي سيسـتم ملـي ـ منطقه اي نوآوري و با درنظر گرفتن شرايط و فرهنگ شهرهاي كشورهاي در حال توسعه (مطالعة پارك علمي و فناوري پرديس تهران)، چگونگي ارتباط ميان اعتماد و نـوآوري در شـهرها تعيـينشود و وضعيت فعلي اعتماد ارزيابي گردد و در قالب سيستمي پويا ارائه شود. از نوآوريهاي ايـنتحقيق مي توان اشاره كرد به مطالعة اعتماد و تأثير آن در نـوآوري بـر مبنـاي تفكـر سيسـتمي وسنجش عوامل مؤثر بر اعتماد و نوآوري در مركز نوآوري در شهرها يعنـي پـاركهـاي علمـي وفناوري. در واقع، در اين پژوهش نوآوري و تأثير اعتماد بر آن در تخصصـي تـرين مكـان ممكـنبررسي شده است و به طور جامع، تأثير يكي از زيرساختهاي فرهنگي بر نـوآوري مطالعـه شـدهاست. اين پژوهش در صدد پاسخگويي به سؤال هاي زير است:
عوامل مؤثر بر زيرساخت اعتماد در شهرها كدامند؟
شكوفايي نوآوري و شاخصهاي آن در شهرها كدامند؟ زيرساخت اعتماد چه تأثيري بر شكوفايي نوآوري در شهرها دارد؟
چگونه مي توان ارتباط ميان عوامل مؤثر بر زيرساخت اعتمـاد و نـوآوري را بـر مبنـايتفكر سيستمي مدل سازي كرد؟
وضعيت فعلي زيرساخت اعتماد در شهر تهران با تمركز بر پارك پرديس چگونه است و راههاي ارتقاي آن كدام است؟
فرضيه هاي پژوهش نيز به شرح زير مطرح شده اند:
زيرساخت اعتماد بر شكوفايي نوآوري در شهرها تأثيرگذار است.
شهر تهران از لحاظ زيرساخت اعتماد در وضعيت مطلوبي قرار ندارد.
پيشينة پژوهش پيشينة نظري
در اين بخش به تفصيل دربارة نوآوري و زيرساخت اعتماد و ارتباط اين دو متغير توضيحاتي ارائه ميشود.
نوآوري
نوآوري در قالب گسترش تكنولوژي موجود، بازآفريني مجدد اين تكنولوژي به منظور رسـيدن بـهاهداف جديد يا آفرينش تكنولوژي جديد در راستاي برطرف كردن نيازهاي جامعه تعريف مي شـود(توشمن و اريلي، 2002). طبق گزارش هاي جهاني، در سال 2011، شهرهاي كشـور هـايي ماننـدسوئيس، سوئد و سنگاپور، نوآورترين شهرهاي جهان اند. يكي از دلايل مهـم ارتقـاي نـوآوري دراين كشورها توجه آنها به بخش فرهنگ است. با توجه به اينكه اعتماد يكـي از زيرسـاختهـايفرهنگي به شمار مي رود، اين كشورها زيرساخت اعتماد را در شهرهاي خـود فـراهم كـرده انـد تـاخلاقيت و نوآوري در كشورشان ارتقا يابد (داتا، 2011: 38).
در ادامه، براي شناخت بيشتر از چگونگي نحوة شكل گيري نوآوري در شهرها به بررسي نظام نوآوري شهري ميپردازيم.
سيستم ملي و منطقهاي نوآوري
سيستمهاي ملي نوآوري، مجموعه اي از نهادها و سازمان ها هستند كه براي دستيابي بـه اهـدافاقتصادي و اجتماعي مشخص تشكيل شده اند و به صورت متقابل بر هم اثر مي گذارنـد و عناصـراصلي نوآوري را تركيب مي كنند و تعاملات بين آنهـا را مشـخص مـيسـازند و از افـراد نـوآور وكارآفرين به عنوان عامل ايجاد و توسعة شهرها بـر مبنـاي دانـش اسـتفاده مـي كننـد (عباسـي وحاج حسيني، 2004: 7-6).
در كشورها سه سطح براي نظام ملي منطقه اي نوآوري تعيين شده است:
اولين سطح اين سيستم و هستة اصلي آن خوشههاي صنعتي در يك كشور است كـه شـاملتوليدكنندگان، خريداران و عرضهكنندگان است (شكل 1).
سطح دوم شامل نهادها و مؤسساتي است كه در تعامل با خوشههاي صنعتي (سطح اول) قرار دارند و فرآيند يادگيري را در خوشههاي صنعتي تقويت مي كنند. اين سازمان ها شامل دانشگاه ها ، نهادهاي پولي ، زيرساختهاي فيزيكي، و حمايتهاي تكنولوژيكي است. تبادل دانش و اطلاعات بين اين سطح با خوشههاي صنعتي به يادگيري تعاملي منجر مي شود.
سطح سوم دربرگيرندة دانش جهاني و مجموعه سياست هايي است كه فرآيند يـادگيري بـينخوشههاي صنعتي و نهادهاي واقع در لاية دوم را تقويت ميكند (شكل 1).
اين سياست ها شامل اندازة محـيط سياسـي، اقتصـاد كـلان بازرگـاني، نظـامهـاي تجـاري،نظامهاي مالياتي، و قوانين است. خروجي اين سيستم ارتقاي سـطح نـوآوري در منطقـه (شـهر ) خواهد بود كه در نتيجه بر سطح نوآوري ملي نيز تأثير خواهد گذاشت. در حقيقت، مي توان تـأثيرزيرساختهاي نوآوري را در هر سه لايه و با سطح تأثير متفاوت جست وجو كـرد . كشـورهـاي در حال توسعه در تمامي يا بخشي از اين لايهها و ارتباط بين آنها ضعف دارند (نلسون، 1993: 50).

منبع: نلسون، 1993

با توجه به نظام نوآوري ملي ـ منطقه اي، مشخص است كه وجود اعتماد ميتواند بـر ارتبـاطميان عناصر آن تأثير زيادي داشته باشد.
اعتماد
اعتماد، در واقع، تمايل براي در معرض آسيب قرارگرفتن بر مبناي انتظارات مثبت دربارة اعمال و رفتار ديگران است. يك شخص، گروه و نهاد زماني كه به شخص، گروه و نهادي اعتماد مي كنـداز نگراني نسبت به ديگران و نظارت بر رفتار آنها فارق است (لوي و استوكر، 2000: 496).
اعتماد، يك اعتقاد شخصي و گروهي است كه بـر مبنـاي آن، اشـخاص و گـروه هـا، بنـا بـهالزامات ضمني و عيني نسبت به هم حسن نيت پيدا ميكننـد و آن را در روابطشـان بـا همـديگرنشان مي دهند (كامينگز و بروميلي، 1996). اعتماد پـيش زمينـة نـوآوري اسـت. در محيطـي كـهاعتماد وجود ندارد نوآوري اتفاق نمي افتد؛ زيرا انجام دادن يك كار نو به طور ذاتـي داراي ريسـكاست و فقدان اعتماد مانع اين ريسك مي شود (گالاناكيس، 2006). بنـابراين، توجـه بـه عوامـلتأثيرگذار بر زيرساخت اعتماد، كه نوآوري را تقويت مي كند، ضروري به نظر مي رسد.
تفكر سيستمي و عوامل مؤثر بر زيرساخت اعتماد
تفكر سيستم ي ابزاري است براي درك بهتر مباحث و مشكلات پيچيد ة مديريتي. از اين روش به مدت پنجاه سال است كه استفاده مي شود و اكنون به خوبي جاي خود را در مباحث مـديريتي بـازكرده است. در اين روش رويدادها و علل آنها به صورت جـدا و خطـي بررسـي نمـي شـوند ، بلكـه بهصورت سيستمي كه متشكل از بخش هايي است كه تأثير متقابل روي هم دارند، در نظر گرفته مي شوند. از اصطلاح سيستم به اين دليل استفاده مي شود كه گروهي از اجزا ي به هم پيوستة يـك الگوي واحد و متحد را تشكيل مي دهند كه ديد جامع تري به برنامه ريزان ميدهد (ادسون، 2008:
5؛ سنجه، 1990: 32). براي درك بهتر روابط بين عوامل مؤثر بر زيرساخت اعتماد و ارتباط آن با نوآوري نيز مي توان از اين تفكر استفاده كرد.
عوامل مؤثر بر ايجاد و تقويت اعتماد شهروندان
عابدي جعفري، طالقاني، تنعمي و عابدي جعفري (1389) با استفاده از مطالعات كتابخانه اي و بـاكاربرد روش دلفي پژوهشي انجام دادند. آنان عوامل مؤثر بر ايجـاد اعتمـاد در شـهر را در قالـبمدلي ارائه كردند. اين مدل شـامل عـواملي اسـت بـا ويژگـيهـاي اعتمادشـونده، ويژگـيهـاياعتمادكننده و ويژگيهاي محيط كه اعتماد شهروندان را به مديريت شهري بهوجود ميآورد.
ويژگي هاي اعتمادشوند ه عبارتند از 1. پاسخگويي در برابر شهروندان؛ 2. صداقت، 3. وفاي به عهد؛ 4. درست كاري؛ 5. رفتار تـوأم بـا احتـرام بـه شـهروندان؛ 6. توانـايي انجـام دادن وظـايف؛ 7. همسويي اهداف مديريت شهري با نيـازهـاي جامعـه؛ 8. تبعيـت از اسـتانداردهـاي اخلاقـي؛
9. شفافيت اطلاعـات؛ 10. كـارايي؛ 11. امانـت داري؛ 12. گشـودگي؛ 13. حفاظـت از اطلاعـاتشهروندان؛ 14. ميزان ارتباط با شهروندان؛ 15. اعتماد متقابـل بـه شـهروندان؛ 16. برنامـه هـا وسياستهاي مدون و عقلايي؛ 17. مشاركت دادن شهروندان در امور شـهري؛ 18. نحـوة رهبـريشهردار (عابدي جعفري و همكاران، 1389).
ويژگي هاي اعتمادكننـده عبارتنـد از 1. تجـارب حاصـل در برخـورد مسـتقيم بـا شـهرداري؛
جهت گيري معطوف به موفقيت؛ 3. سطح تحصـيلات؛ 4. محـل سـكونت (عابـدي جعفـري وهمكاران، 1389).
ويژگيهاي محيط عبارتند از 1. نهادهاي قضايي كارآمد؛ 2. امنيت شغلي و اجتماعي در شهر؛
فرهنگ قوي حاكم بر شهر؛ 4. اعتقادات مذهبي شهروندان؛ 5. ميـزان آموزش و تحصـيلات؛
6. گردش اطلاعات؛ 7. شفافيت نظام اجتماعي؛ 8. پايـداري نظـم اجتمـاعي (عابـدي جعفـري وهمكاران، 1389).
از تلفيق اين سه عنصر اعتماد در شهر شكل مي گيرد.
در پژوهش ديگري، بستيلر (2006) عوامل مؤثر بر شكل گيري يا عدم شكل گيري اعتمـاد راشناسايي كرد. او اين عوامل را به دو بخش تقسيم كرد: 1. عامل تقويت كننده؛ 2. تضـعيف كننـدةاعتماد (شكل 2).

اختلاف

حل

براي

همكاري

(+)

خودخواهي

)

(

عدالت

(+)

ارتباطات

(+
)

تعارض

)

(

اعتماد

اختلاف

حل

براي

همكاري



قیمت: تومان


پاسخ دهید